English Arabic
به شمس توس خوش آمدید. / ثبت نام کنید / ورود
    
 

مقالات

  • شمیم رضوی در کلام مقام معظم رهبری
  • شمس الشموس   ۱۳۹۴/۱۰/۲۹
  • هتک حریم مطهّر:

    بسم الله الرّحمن الرّحیم‏

    انّا للّه و انّا الیه راجعون‏

    با اندوه و تأسف اطلاع یافتیم که دست خیانتکار دشمنان اسلام، به جنایتى بزرگ آلوده شده و با هتک حریم مطهّر و مقدس بارگاه رضوى علیه آلاف التحیة و الثناء، عدّه‏ اى از زوّار مظلوم را در حرم مطهّر امام هشتم (علیه‏السّلام) و در روز عاشوراى حسینى به خون غلتانده است. دشمنان منافق و معاند و سنگدل با این کار نشان مى‏دهند که به هیچ‏یک از موازین انسانى پایبند نیستند و دشمنى آنان با ملّت غیور و مؤمن هیچ حدّ و مرزى نمى‏ شناسد. منافقین کوردل و خائن نشان مى‏دهند که براى حریم مقدّس اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم‏السّلام) نیز هیچ‏گونه حرمتى قائل نیستند و زمان و مکانى بدین عظمت و قداست مانع و رادع خونخوارى و ددمنشى و کینه ‏ى سبعانه‏ ى آنان نسبت به ملت ایران نیست. لعنت خدا و نفرین و نفرت بندگان خدا بر آن دستهاى جنایت‏کار و دلهاى سیاه باد. دشمنان ملت ایران با این‏گونه کارها عجز و ناتوانى خود را به اثبات مى ‏رسانند و ثابت مى ‏کنند که محکوم به زوال و نابودى‏ اند- این‏جانب ضمن عرض تسلیت به حضرت ولى‏ اللّه الاعظم (روحی فداه) و به خانواده‏هایى که عزیزانشان قربانى خباثت و جنایت دشمنان شده‏اند و به همه ‏ى ملت شجاع و بزرگ و استوار ایران اسلامى، و درخواست علوّ درجات براى شهداى این فاجعه‏ى جانسوز، از مسئولین امر و نیروهاى امنیتى و انتظامى مى‏ خواهم که با جدیّت به دنبال عاملان این جنایت باشند و در اسرع وقت ممکن آن خفّاشان خونخوار را به دست عدالت بسپرند.و سیعلم الذین ظلموا اىّ منقلب ینقلبون‏

     

    مقدّس‏ترین اماکن مذهبى

     

    خواست منافقین این بود که حرم امام‏ رضا (علیه الصّلاة و السّلام) را که به نظر ملت ایران، مقدّس‏ترین اماکن مذهبى در داخل کشور است، منفجر و هتک کنند و بى‏ گناه‏ترین و پاک‏ترین آدم‏ها را که در آنجا مشغول تضرّع و راز و نیاز و دعا و توجّه بودند و مهمان على بن موسى الرّضا علیه الصّلاة و السّلام محسوب مى‏شدند، در روز عاشورا قطعه قطعه نمایند.

     

    لعنت خدا بر آن دلهاى سیاه باد! این، تروریسم است. براى یک مقصودِ احمقانه‏ ى خیالىِ فرضى، به چنین کار زشت و ننگین و کشتار سبُعانه‏ اى اقدام کردند.

     

     الگوی ایستادگی

     

    ایستادگى در مقابل دشمن هم، از خصوصیات ولایت است. چون ائمّه‏ى ما، الگوى این ایستادگى ‏اند؛ از نمونه‏ ى کربلا بگیرید تا امامزاده هایى که در سخت‏ترین شرایط مقاومت کردند و به شهادت رسیدند، تا علىّ‏ بن‏ موسى‏ الرّضا، علیه آلاف التّحیّة و الثّناء که با یک سیاست الهى به جنگ دشمن رفت، تا موسى بن جعفر (علیه الصّلاة و السّلام) که سالهاى زندان را تحمّل کرد، تا ائمّه‏ى ابناء الرّضا (علیهم‏السّلام) که سالیان دراز رنج تبعید را تحمّل کردند. انواع و اقسام تحمل رنج براى خدا، در میان ائمّه، از اوّل تا آخر و در طول این دویست و پنجاه سال، وجود دارد. خوب؛ مردم ما این‏ها را یاد گرفتند. این‏ها درس است. لذا، مى‏ بینید که مردم مى ایستند و همین ایستادگى هم آن‏ها را پیروز مى ‏کند

     

    شکیبائی در سختی ها

     

    یک روایت دیگر از امام‏ رضا (علیه‏السّلام) نقل شده است که به نکته‏ى دیگرى اشاره دارد. مى‏ فرماید: «لکى یعرفوا أ لم الجوع و العطش و یستدلوا على فقر الآخرة » در این روایت، به تهى ‏دستى و گرسنگى و تشنگى روز قیامت اشاره مى‏ شود. در روز قیامت، یکى از ابتلائات انسان، تشنگى و گرسنگى است که در آن حالت، انسان در مقابل مؤاخذه و سؤال و جواب الهى قرار مى ‏گیرد. انسان باید در گرسنگى و تشنگى روز ماه رمضان، به آن حالت روز قیامت توجّه کند و به آن لحظه‏ ى بسیار سخت و دشوار متنبّه شود.

     

    باز روایت دیگرى از امام رضا (علیه‏السّلام) است که به بُعد دیگرى از ابعاد روزه در همین مرحله‏ ى گرسنگى و تشنگى کشیدن توجّه مى‏ کند. آن، این است که مى ‏فرماید: «صابراً على ما اصابه من الجوع و العطش ». قدرت صبر به انسان داده مى‏ شود که بتواند گرسنگى و تشنگى را تحمّل کند. انسانهاى نازپرورده کسانى که معناى گرسنگى و تشنگى را نچشیده ‏اند و نفهمیده‏ اند قدرت صبر و تحمّل هم ندارند؛ در بسیارى از میدانها، خیلى زود از پا درمى‏ آیند و امتحانهاى گوناگون زندگى، آن‏ها را درهم مى‏ فشرد و له مى‏ کند. انسانى که گرسنگى و تشنگى را چشیده است، معناى این‏ها را مى‏ داند و در مقابل دشواریهایى که از این راه ممکن است پیش بیاید، قدرت تحمّل دارد. ماه رمضان، این قدرت تحمل و این صبر را به همه مى ‏دهد. یک روایت دیگر هم در همین زمینه عرض مى ‏کنم که آن هم از امام رضا (علیه الصّلاة و السّلام) است؛ گرچه شاید این یکى، دو مورد، فقره‏هاى یک حدیث باشد. «و رائضا لهم على اداء ما کلّفهم »؛ یعنى تحمّل گرسنگى و تشنگى و اجتناب از مشتهیّات نفسانى در روز ماه رمضان، یک نوع ریاضت است که انسان را بر اداء تکالیف گوناگون زندگى قادر مى‏ سازد. البته منظور، ریاضتهاى شرعى و ریاضتهاى الهى و ریاضتهاى اختیارى است. یکى از چیزهایى که انسان را قدرتمند مى ‏کند و بر پیمودن راههاى دشوار زندگى توانا مى‏ سازد، ریاضت کشیدن است که خیلى‏ها به آن پناه مى‏ برند. این یک ریاضت شرعى است. بنابراین، در همین چند حدیثى که خوانده شد، مى‏ بینید که همین مرحله از روزه یعنى مرحله‏ ى تحمّل گرسنگى و تشنگى در اغنیا احساس همسانى با فقرا ایجاد مى ‏کند؛ احساس گرسنگى روز قیامت را به انسان منتقل مى‏ کند؛ صبر و تحمّل در مقابل شدائد را به انسان مى ‏بخشد؛ صبر بر اداء تکلیف را به عنوان یک ریاضت الهى به انسان اهداء مى ‏کند؛ یعنى این همه فواید در همین مرحله است. علاوه بر خالى بودن شکم از غذا و اجتناب از کارهایى که در حال عادى براى انسان مباح است، نورانیّت و صفا و لطافتى هم به انسان مى ‏دهد که بسیار مغتنم است.

     

    تبیین جریان ولایت

     

    امروز مثل خیلى از دورانهاى دیگر تاریخ، ما- جریان ولایت و دوستداران ائمّه علیهم‏السّلام- به تبیین احتیاج داریم؛ گفتن، بیان کردن، روشن کردن و حقایق را در معرض بینایى و دانایى انسانها قرار دادن. اگر اهمیتِ تبیین نبود، امام صادق علیه‏السّلام شاعرى مثل «کُمیْت» را آن‏گونه مورد عنایت قرار نمى‏داد؛ یا امام‏ هشتم‏ علیه‏السّلام «دِعبل» را؛ یا امام چهارم علیه‏السّلام «فرزدق» را. شعراى معروفى که شما اسم هایشان را شنیده‏اید- مثل فرزدق، کُمیْت و دیگران- این‏ها سلمان زمان خودشان نبودند؛ این‏ها در مقایسه‏ ى با اصحاب عالى‏ مقام ائمّه، خیلى متوسّط بودند. نه معرفتشان به قدر معرفت «زراره» و «محمد بن مسلم» و امثال این‏ها بود؛ نه فعّالیتشان در محیط اهل بیت زیاد بود. اما شما مى ‏بینید امام از این‏ها تجلیلى مى ‏کند که از خیلى از اصحاب بزرگوار خودش نمى‏ کند؛ چرا؟ به‏ خاطر تبیین. چون این‏ها در یکجا حرفى زدند و نکته ‏اى را روشن کردند که مثل خورشیدى بر ذهنها و دلها تابیده و حقیقتى را براى مردم روشن کرده است.

     

    ولىّ‏ نعمتِ معنوى و فکرى و مادّى

     

     ولادت باسعادت حضرت امام ابا الحسن على بن موسى الرّضا (علیه الصّلاة و السّلام) را - که به برکت وجود قبر مطهّر آن بزرگوار در سرزمین ما، حضور معنوى ایشان در سرتاسر کشور و در دل آحاد مردم ما آشکار است- تبریک مى‏ گویم. امام‏ هشتم‏ (علیه الصّلاة و السّلام) ولىّ‏ نعمتِ معنوى و فکرى و مادّى ملت ماست. امیدوارم به برکت این ولادت عظیم و شریف و به برکت وجود آن بزرگوار و معنویتِ ساطع از قبّه‏ى مطهّر ایشان، خداوند شما را که خدمتگزارانِ میهمانان و زائران بیت‏اللّه هستید، مشمول الطاف الهى قرار دهد و دلهاى شما را به نور هدایت الهى منوّر کند.

     

    یگانگى با امام نور

     

    اکنون که این مجموعه‏ ى پرشوق و نشاط در جوار بارگاه امام‏ هشتم‏ علیه آلاف التحیة و الثّناء گرد آمده‏اید، تا شور و توان جوانى را با عشق به اهداف خدایى، پیوند بزنید و شوق فزاینده‏ى خدمت به مردم و انقلاب اسلامى را ارمغان این سفر معنوى قرار دهید، شایسته است بکوشید تا احساس یگانگى با آن امام نور و افتخار پیروى از آن پیشواى حقیقت را، سرمایه رشد و کمال خود سازید و از لحظه لحظه حضور در محضر آن امام حاضر و ناظر توشه برگیرید.

     

    دلهاى شما جوانان، چون آیینه‏اى صاف و روشن است. شما مى‏ توانید انوار حیات‏بخش معارف قرآن کریم را از سنّت و سیره‏ى امامان معصوم (علیه‏السّلام) گرفته و بر دل و جان خویش بتابانید و از انعکاس آن، محیط پیرامونى را نیز روشنایى بخشید.

     

    عظمت حضرت رضا(ع)

     

    هریک از ائمه شط خروشانى هستند که فضاى معرفت و استعدادهاى بشرى را سیراب و بارور کرده‏اند و همه ‏ى این جویبارها از این چشمه سرازیر مى‏ شوند؛ چشمه‏ى جوشان فاطمه‏ ى زهرا (سلام‏الله‏ علیها). روایات صادقین (علیهم‏السّلام)، عظمت حضرت‏ رضا و موسى بن جعفر و ائمه‏ ى بعدى، مقام والاى حضرت بقیّة اللّه (أرواحنا فداه)، همه جویبارهاى آن کوثرند؛ آن کوثر تمام نشدنى، آن چشمه ‏ى جوشان؛ برکات فاطمه‏ ى زهرا این‏هاست.

     

    مصیبت اباعبدالله

     

    امام‏ رضا (علیه‏السّلام) که بعد از آمدن بنى عباس است، چرا به ریّان بن شبیب دستور مى ‏دهد مصیبت‏نامه ‏ى ابا عبد اللَّه را در میان خودتان بخوانید؟ آن وقت که بنى امیه نبودند؛ تار ومار شده بودند. این کار براى این است که راه حسین بن على و خون او عَلَم و پرچم حرکت عظیم امت اسلام به سوى هدف هاى اسلامى است؛ این پرچم باید سرپا بماند؛ تا امروز هم بر سرپا مانده و تا امروز هم هدایت کرده است.

     

    برنامه‏ ریزىِ هوشمندانه مراسم دینى

     

    براى مراسم دینى، اعیاد و عزادارى‏ ها برنامه‏ ریزىِ هوشمندانه بشود. بعضى از برنامه‏ هایى که اجرا مى‏شود، کاملًا ناهوشمندانه است. راجع به حضرت جواد چه صحبتى در تلویزیون یا رادیو مى ‏کنید؟ راجع به امام جواد، امام هادى، امام عسکرى، امام‏ رضا و دیگر ائمه مطالب خیلى خوبى نوشته شده است. بنده که عمرم را در این زمینه‏ ها گذرانده‏ ام، وقتى به این مطالب نگاه مى ‏کنم، استفاده مى ‏کنم و لذت مى ‏برم؛ چرا از این‏ها استفاده نمى ‏شود؟ نوشته‏ هاى خوب، تحقیقات خوب و مطالب شیوا و ایمان‏ آور در این زمینه‏ ها فراوان است. گاهى انسان برنامه ‏اى را مى ‏بیند که شخصى با شدّ و مدّ و در قالب یک قطعه‏ ى ادبى، فرضاً راجع به امام موسى بن جعفر حرف مى ‏زند که هیچ معنا ندارد. این‏گونه برنامه‏ ها نه ایمان کسى را زیاد مى‏ کند، نه لذتى دارد و نه در آن، هنر نویسندگى- به معناى حقیقى کلمه- به کار رفته. چرا ما این برنامه‏ ها را پخش مى‏ کنیم؟ یک نفر با صداى نرم و ملایم و معصومانه- شما ها متخصص این کارها هستید؛ هر صدایى براى هر برنامه‏ اى مناسب نیست- به‏ جاى صداى آن‏طورى، چند فضیلت با سند درست و منطقى از امام موسى بن جعفر نقل کند و زندگى آن حضرت را شرح دهد؛ انسان گوش مى ‏کند، لذت مى ‏برد؛ معرفت و محبتش زیاد و دلش از شنیدن مناقب این بزرگواران روشن مى‏ شود. اگر برنامه ‏هاى دینى خوب ادا شود، فایده دارد؛ اما اگر بد ادا شود، خنثى نیست؛ نتیجه ‏ى بد دارد؛ مثل داستان آن مؤذن بد صدا.

     

     مبارزه سیاسی

     

    ائمه (علیهم‏السّلام)، مبارزه‏ى بسیار پُررنج و پُرتلاش و پُرمحتوا و فراگیرى را مى‏ کردند؛ هم در زمینه‏ ى معنوى و فرهنگى؛ براى حفظ پایه‏ هاى اعتقاد اسلامى و جلوگیرى از انحرافى که در جهت بناى حکومت سلطنتى ممکن بود به وجود بیاید، که به وجود آمده بود؛ هم در جهت مبارزه‏ ى ‏سیاسى  اوج این حرکت در زمان امام صادق بود. نمى‏شود گفت در زمان‏هاى دیگر، این حرکت اوج نداشت؛ چرا، در زمان امام‏ رضا (علیه‏السّلام) و در زمان‏هاى دیگر هم همین‏طور بود

     

    برکات علی بن موسی الرضا(ع)

     

    پروردگارا! برکات على‏ بن‏ موسى‏ الرضا (سلام‏الله‏علیه) را بر مردم این مرزوبوم و کشور روز به روز افزایش بده؛ ما را مشمول دعاى ولی‏عصر (أرواحنا فداه) قرار بده. پروردگارا! درجات امام عزیز و شهیدان عالى ‏مقامِ ما را در نزد خود روز به روز برتر و رفیع‏ تر بگردان؛ ما را بندگان صالح خود قرار بده؛ ما را خدمتگزاران این مردم قرار بده.

     

    مسیر معنویت

     

    خوب؛ حالا یک نفر هم پیدا مى ‏شود که از سرِ اشتباه و ندانم‏ کارى، به جاى مرقد امام‏ رضا و مرقد امام بزرگوار و مرقد حضرت معصومه و مراسم معنوى، تخت‏ جمشید را زنده مى‏ کند! البته تخت‏ جمشید، یک اثر معمارى است؛ انسان، اثر معمارى را تحسین مى ‏کند و چون متعلّق به ما و مال ایرانى ‏هاست، به آن افتخار هم مى‏ کند؛ اما این غیر از آن است که ما دلها و ذهن ها و جان هاى مردم را متوجّه به نقطه‏ اى کنیم که در آن خبرى از معنویت نیست، بلکه نشانه‏ى طاغوتى ‏گرى است! در همان ساختمانها که امروز بعد از گذشت یکى دوهزار سال، ویران است، زمانى به مناسبت همین روز نوروز، خدا مى‏ داند که چقدر بى ‏گناه، در مقابل تخت طاغوتهاى زمان به قتل مى ‏رسیدند و چقدر دلها ناکام مى ‏شدند! این افتخارى ندارد.

     

    عید نوروز خوب است، مراسم جشن و سرور و شاد بودنِ دلها خوب و مطلوب است؛ اما در جهت درست. این کارى است که اسلام کرده است؛ ما هم به فضل الهى به تبعیّتِ اسلام، همین سیاستها را دنبال مى ‏کنیم. مردم هم همین را مى‏ خواهند و دلهاى مردم هم دنبال همین چیزهاست. مردم به آن چیزهایى که جنبه‏ى مادّى دارد، مستقلًاّ توجّهى ندارند و اگر آن جنبه‏ى مادّى، با یک جنبه‏ى انحرافى همراه شد، مردم از آن روى ‏گردانى هم دارند


    جریان عاطفی تشیع

     

    از اولِ تاریخ تشیع تا امروز، یک عنصر اصلى و اساسى در تشیع و جریان تشیع، همین جریان عاطفى است؛ البته عاطفه‏ ى متکى به منطق، عاطفه ‏ى متکى به حقیقت، نه عاطفه‏ ى پوچ. لذا شما در قرآن هم ملاحظه مى‏ کنید که اجر رسالت، محبت و مودت در قربى است؛ «قل لا أسألکم علیه اجرا الّا المودّة فی القربى». این خیلى نکته‏ى مهمى است که باید به آن توجه داشت. خدشه‏ دار کردن این محبت به هر شکلى و به هر صورتى، خیانت به جریان عظیم محبت اهل بیت و پیروى اهل بیت است. این محبت را باید حفظ کنید. لذا شما مى‏ بینید در دوران ائمه (علیهم السّلام) این‏ همه محدثین، این‏ همه شاگردان آگاه و فقهاى بزرگ در خدمت امام صادق (علیه السّلام)، امام باقر (علیه السّلام) و ائمه‏ى دیگر بودند، معارف را نقل کردند، احکام را نقل کردند، شرایع را نقل کردند، اخلاقیات را نقل کردند، شنیدند و نقل و ثبت کردند؛ اما در کنار همه‏ ى اینها، باز وقتى انسان درست نگاه مى‏ کند، مى ‏بیند نگاه به دعبل خزاعى است، نگاه به سید حمیرى است، نگاه به کمیت بن زید اسدى است. در حالى که امثال زراره و محمد بن مسلم و بزرگانى از این قبیل در دستگاه ائمه (علیهم السّلام) هستند، اما امام‏ رضا (علیه السّلام) دعبل را مى ‏نوازد؛ امام صادق (علیه الصّلاة و السّلام) سید حمیرى را مورد توجه و محبت قرار مى ‏دهد؛ این به خاطر این است که آن جنبه‏ى ارتباط عاطفى و محبت ‏آمیز، در شعر شاعران، مدح مادحان و ذکر ذاکران، به نحو اتمّ و اوفى وجود دارد، اما در دیگر جاها وجود ندارد؛ یا اگر هست، ضعیف است؛ یا این‏جورى بگوئیم، تأثیرگذارى آن ضعیف است. شعر، مدح، ذکر، این نقش را در تاریخ تشیع دارد.

     

    فراگیری معارف اهل بیت

     

    هدف حضور شما در اینجا، هدف سیاسى نیست؛ هدف علمى است، هدف تربیتى است؛ بسیار شفاف و روشن. علم همه جا خریدار دارد. سخن نیک و معرفت روشن همه جا خریدار دارد. امام على‏ بن‏ موسى‏ الرّضا (علیه الصّلاة و السّلام) به یکى از یاران خود فرمود: «رحم اللَّه عبدا احیا امرنا»؛ رحمت خدا بر آن کسى که امر ما را، مطلب ما را زنده کند. این راوى مى ‏گوید: «فقلت له کیف یحیى امرکم»؛ چه جورى مى‏ شود که امر شما، مطلب شما، موضوع مورد اهتمام شما زنده شود؟ «قال یتعلّم علومنا و یعلّمها النّاس»؛ علوم ما را فرا بگیرند، معارف اهل بیت را فرا بگیرند، آن را به مردم، به دلهاى مشتاق، به ذهنهاى جستجوگر منتقل کنند. «فانّ النّاس لو علموا محاسن کلامنا لاتّبعونا«

     

    تاثیر محیط

     

    از آن انسانِ پارساى پاکِ متعبدى که (حاج محمد جان)در مشهد مدح امام‏ رضا را مى ‏گفت! خب، آن محیط این‏جور پرورش مى ‏دهد. بنابراین مراقب محیط ها باشید؛ و این هم با ارتباط هاى پیوسته‏ ى شما با همدیگر حاصل خواهد شد. به نظر من جلسات شعراى مداح اهل بیت- چه جوانها، چه پیش‏کسوتها و قدیمى ‏ها- با یکدیگر، باید جلسات مستمرى باشد. البته معنایش این نیست که لزوماً یک جلسه باشد؛ نه، باید جلساتى وجود داشته باشد براى همین‏که در این محیط، استعدادهاى جوشان جوان رشد پیدا کند.

     

    مقامات معنوی امام

     

     یک جمله درباره‌ى امام بزرگوار و عالِم آل محمّد حضرت علىّ‌بن‌موسى‌الرّضا علیه آلاف التّحیّة و الثّناءعرض بکنیم. مقامات معنوى و روحانیّت این وجودات مقدّسه، حقیقتاً از درک عقلانى ما هم بیشتر است، چه برسد به توصیف زبانىِ ما؛ لکن در مقابل چشم ما و چشم تاریخ، زندگى این بزرگواران یک درس عملى و جاودان و غیرقابل انکار است. اگر ما در مواردى به زندگى ائمّه (علیهم‌السّلام) میپردازیم، سیاستهاى آنها را، تدبیرهاى آنها را، شرح حال آنها را مورد تکیه قرار میدهیم، نه به این معنا است که این بخش، اهمّ و اعظم بخشهاى زندگى آن بزرگواران است؛ نه، آن عالَم معنا و آن قرب الى‌الله و آن معرفت و محبّتى که موج میزند در آن دلهاى بى‌نظیر، یک داستان دیگرى است. لکن آنچه جلوى چشم ما است، زندگى این بزرگواران است که باید از آنها درس گرفت.

     

     عمر مبارک امام رضا (سلام‌الله‌علیه) تقریباً پنجاه و پنج سال بوده است - یعنى از سال ۱۴۸ که سال شهادت امام صادق (علیه‌السّلام) است تا سال ۲۰۳ - تمام زندگى این بزرگوار با همه‌ى این عظمت ها و عمق ها و ابعاد گوناگونى که میشود براى آن ذکر کرد و تصویر کرد، در همین مدّت عمر نسبتاً کوتاه انجام گرفته است. از این مدّت پنجاه و پنج سال، نزدیک به بیست سال - تقریباً نوزده سال - مدّت امامت این بزرگوار است؛ امّا همین مدّت کوتاه را که ملاحظه میکنید، تأثیرى که در واقعیّت دنیاى اسلام گذاشت و به گسترش و عمقى که به معناى حقیقىِ اسلام و پیوستن به اهل‌بیت (علیهم‌السّلام) و آشنا شدن با مکتب این بزرگواران انجامید، یک داستان عجیبى است، یک دریاى عمیقى است. آن وقتى که حضرت به امامت رسیدند، دوستان و نزدیکان و علاقه‌مندان حضرت میگفتند که: علىّ‌بن‌موسى در این فضا چه کار میتواند انجام بدهد - این فضاى شدّت اختناقِ هارونى که در روایت دارد که میگفتند: وَ سَیفُ هارونَ تَقطُرُ دَما؛ خون میچکد از شمشیر هارون - این جوان در این شرایط، در ادامه‌ى جهاد امامان شیعه و در مسئولیّت عظیمى که برعهده‌اش است، میخواهد چه بکند؟ این اولِ امامت علىّ‌بن‌موسى‌الرّضا (علیه‌السّلام) است. بعد از این نوزده سال یا بیست سال که پایان دوران امامت و شهادت علىّ‌بن‌موسى‌الرّضا است، وقتى شما نگاه میکنید، مى‌بینید که همان تفکّر ولایت اهل‌بیت و پیوستگى به خاندان پیغمبر آن‌چنان گسترشى در دنیاى اسلام پیدا کرده که دستگاه ظالم و دیکتاتور بنى‌عبّاس از مواجهه‌ى با آن عاجز است؛ این را علىّ‌بن‌موسى‌الرّضا انجام داده. شنیده‌اید شما که دعبل به مروْ، به خراسان آمد و آن اشعار معروف را در مدح امام رضا انشاء کرد و انشاد کرد؛ بعد هم جایزه‌اى گرفت؛ و حالا فرض بفرمایید چند روزى هم در مروْ و در سایر شهرهاى خراسان ماند، بعد هم راه افتاد رفت به طرف بغداد و کوفه و همان جاهایى که میخواست برود. در میان راه دزدها به کاروانى که دعبل در آن بود حمله کردند و غارت کردند این کاروان را. کاروانى‌ها نشسته بودند تماشا میکردند، اموالشان همه به غارت رفته بود، رئیس دزدها هم نشسته بود بالاى بلندى روى یک سنگى، او هم با تبختر تماشا میکرد این زندانى‌ها و اسراى کاروانى و این اموالى را که گرفته بودند و جمع میکردند و مى‌بستند و ضبط میکردند. دعبل شنید که رئیس دزدها دارد با خودش زمزمه میکند، یک شعرى را میخواند؛ گوش کرد، دید شعر خودش است. یک بیت از همان قصیده‌اى را که فرضاً یک ماه پیش، یک ماه و نیم پیش در مرو سروده - «أرَى فَیئَهُم فى غَیرِهِم» تا آخر - رئیس دزدها در بین راه، در نزدیکى مثلاً رى و عراق، این شعر را دارد از حفظ میخواند. دعبل خوشحال شد، بلند شد گفت که این شعرى که میخوانى، مال کیست؟ گفت: این شعر مال دعبل خزاعى است. گفت: خب، دعبل خزاعى منم! رئیس دزدها وقتى که دید این شخص دعبل خزاعى است، بلند شد او را در آغوش گرفت، بوسید، گفت: به برکت حضور این شخص در این کاروان، همه‌ى اموال را پس بدهید. همه‌ى اموال را پس دادند، کاروانى‌ها را احترام کردند، راه انداختند، رفتند. خب، این حادثه‌ى کوچکى است در تاریخ، امّا معناى بزرگى دارد. شعرى که در باب علىّ‌بن‌موسى‌الرّضا در مروْ سروده میشود؛ بعد از حدود یک ماه، یک ماه و نیم - کمتر، بیشتر - در رى و عراق از زبان یک راهزن، آن هم به صورت حفظ شده، تکرار میشود. معناى این چیست؟ معنایش این است که زمینه آن‌چنان براى ترویج اهل‌بیت و براى نام مبارک امام رضا مساعد است که این شعر - که آن روز شعر یکى از مؤثّرترین و نافذترین رسانه‌ها بوده - در یک مدّت کوتاهى دست به دست میچرخد تا میرسد به یک آدمى که مثلاً یک راهزنى در وسط بیابان است. این نشان‌دهنده‌ى حرکت عظیمى است که در دوران امامت علىّ‌بن‌موسى‌الرّضا (سلام‌الله‌علیه) براى ترویج مکتب اهل‌بیت انجام گرفته؛ محبّت آنها همه‌گیر شده است؛ حضور آنها و وجود آنها در جامعه‌ى اسلامى به اعماق دلهاى مردم نفوذ پیدا کرده است. اینکه شما مى‌بینید امامزاده‌هاى بزرگوار بلند شدند، راه افتادند، آمدند اینجا، غیر از جنبه‌ى عزا و غمناک قضیّه که شهادت اینها در بین راه است، یک جنبه‌ى مثبت و پرمعنا دارد؛ معناى این، درخواست مردم، تقاضاى مردم، زمینه‌ى پذیرش و قبول مردم نسبت به اهل‌بیت است. میدانید وقتى میگوییم «اهل‌بیت»، یعنى این مکتب، این معنا و لبّى که اهل‌بیت از اسلام معرّفى میکردند؛ یعنى یک کار عمیقاً فرهنگى و معنوى و یک کار بزرگ اعتقادى.

     

     این حرکت امام رضا (علیه‌السّلام) است؛ تا بالاخره مأمون طىّ همان قضایایى که شنیده‌اید و تکرار شده است و میدانید، احساس میکند که ناچار است علىّ‌بن‌موسى‌الرّضا (علیه‌السّلام) را - که با نیّتهاى خاصّ خودش، آن بزرگوار را از مدینه کشانده بود، آورده بود، به خود نزدیک کرده بود و قصد کشتن آن بزرگوار را هم نداشت - برخلاف آنچه تدبیر کرده بود، به شهادت برساند؛ کار قضاء الهى و اراده‌ى الهى و تدبیر الهى - که پاره‌ى تن پیغمبر در این نقطه‌ى دوردست از مدینه مدفون بشود که خود این یک تدبیر الهى است، یک مهندسى الهى است - به وسیله‌ى دشمنان اهل‌بیت انجام بگیرد.

     

    برترین دوران ها

     

    اگرچه در زندگى مبارک ائمّه (علیهم‌السّلام) در طول ۲۵۰ سال دوران امامت، نقاط برجسته و ممتاز زیاد است که هرکدام از اینها درخور آن است که مورد تحلیل و توجّه و تفسیر و بازیابى قرار بگیرد، ولى دوران امام هشتم (سلام‌اللَّه‌علیه) یکى از برترین دورانها در این زمینه است. شروع امامت امام هشتم (سلام‌اللَّه‌علیه) در دوران سلطه‌ى قاهرانه‌ى هارون‌الرّشید بود، بعد از شهادت مظلومانه‌ى موسى‌بن‌جعفر در زندان، و فشار عجیبى بر هر کسى که اندکى از خواسته‌هاى دستگاه حکومت سرپیچى میکرد برقرار بود. در یک چنین موقعیّتى امام هشتم (سلام‌اللَّه‌علیه) به امامت رسیدند.

     

     در روایت دارد که کسى از اصحاب گفت که این جوان، این فرزند موسى‌بن‌جعفر این مسئولیّت را به‌عهده گرفته است درحالى‌که «وَ سَیفُ هارونَ یُقَطِّرُ الدَّم»؛ (۱) خون از شمشیر هارون میچکد، در یک‌چنین وضعیّتى. این بزرگوار توانستند در همان شرایط دشوار، خطّ روشن سیره‌ى نبوى و معارف قرآنى و اسلامى را بین جامعه‌ى مسلمین توسعه بدهند و دلها را به مکتب اهل‌بیت و به خاندان پیغمبر نزدیک کنند. تا نوبت میرسد به مأمون و ماجراى اصرار و فشار فراوان براى کشاندن آن بزرگوار از مدینه به مروْ، به خراسان - آن‌روز مروْ پایتخت حکومت عبّاسى بود؛ یعنى مرکز حکومت را از بغداد منتقل کرده بودند به مروْ، که البتّه بعداً دوباره برگشت به بغداد - که مرکز سیاست عبّاسى بود. تفصیل خواسته‌هاى مأمون و دستگاه خلافت از اینکه انگیزه‌ى او از این دعوت و از این فشار و این اصرار و کشاندن امام هشتم چه بود، طولانى است؛ او یک محاسبه‌اى کرده بود که این محاسبه صرفاً سیاسى بود و براى تحکیم پایه‌هاى قدرت و به ضعف کشاندن حرکتِ معرفتِ اهل‌بیت (علیهم‌السّلام) و کارى که این بزرگوارها میکردند، سیاست او این بود. در مقابل این حرکت سیاسى و زیرکانه‌ى مأمون، امام هشتم (سلام اللَّه علیه) یک برنامه‌ى مدبّرانه‌ى الهى را طرّاحى کردند و عمل کردند و پیش بردند که نه فقط خواسته‌هاى دستگاه خلافت برآورده نشد، بلکه درست بعکس، موجب رواج و گسترش فکر معارفىِ قرآنى و منتسب به اهل‌بیت در اقطار دنیاى اسلام شد. یک حرکت عظیم، با توکّل به خداى متعال، با تدبیر الهى، با آن نگاه نافذ وَلَوى، (۲) امام هشتم (سلام اللَّه علیه) توانستند این نقشه‌ى خصمانه‌ى دستگاه سیاسىِ قاهر و هتّاک و ظالم را درست بعکس و در جهت منافع حقّ و حقیقت برگردانند. این یک فصل برجسته‌اى از تاریخ ائمّه (علیهم السّلام) است.

     

     حضور این مرقد مطهّر در این بخش از میهن بزرگ اسلامى هم برکات زیادى داشته است. بحمداللَّه ارتباطاتى بین مسلمانان در اقصى‌نقاط عالم - کسانى که دلشان به محبّت اهل‌بیت می تپد، از همه‌ى فرقه‌ها و نحله‌هاى اسلامى - به برکت این مزار مطهّر، این مضجع شریف، این حرم اهل‌بیت در خراسان تحقّق پیدا کرده است. امیدواریم ان‌شاءاللَّه برکات حضور این مرقد مطهّر که توجّه دلهاى ما به معنویّات این خاندان پاک و مطهّر است، روزبه‌روز افزایش پیدا کند. اینجا مضجع علىّ‌بن موسى‌الرّضا (سلام‌اللَّه‌علیه) مطاف ملائکه‌ى آسمانها است؛ محلّ حضور توجّهات الهى است. دلهاى پاک، دلهاى عاشق، دل‌سپردگان به این خاندان مطهّر، در آنجا با دل مشتاق خودشان با خداى متعال حرف میزنند؛ مرکز ذکر است؛ مرکز توجّه است؛ مرکز توحید است؛ به برکت مضجع امام هشتم (علیه آلاف التّحیّة و الثّناء). امیدواریم برکات توجّهات این بزرگوار شامل حال همه‌ى ما، همه‌ى مردم ایران، همه‌ى مسلمانان عالم، و موجب ارتباط مستحکم‌تر مسلمین با یکدیگر بعد از این هم مثل گذشته باشد.

میانگین امتیاز کاربران: 0.0  (0 رای)

برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم اینجا کلیک کنید.

کلیه حقوق این وب‌سایت متعلق به بنیاد بین المللی فرهنگی هنری امام رضا (ع) می‌باشد.