English Arabic
به شمس توس خوش آمدید. / ثبت نام کنید / ورود
    
 

مقالات

  • احادیث امام رضا (ع) - شماره (2)
  • شمس الشموس   ۱۳۹۴/۱۱/۱۸
  • 9) مسئولیت هاى اجتماعى 10) قانون گرایى و محدودیت پذیرى 11) رفتارى انسانى با همه انسان‏ها 12) حقوق برادرى 13)ا ندازه‏دارى در زندگى 14) ارزش حیاتى آب 15) استفاده بهینه از سرمایه ‏ها 16) فقر، نابسامانى بزرگ
  • 9 . مسئولیتهاى اجتماعى

    امام رضا(ع)...لأنَّ اللّه‏َ - تبارک و تعالى - کلَّفَ أهلَ الصِّحَّةِ القیامَ بِشأنِ أهلِ الزَّمانةِ والبَلوى...    عیون اخبارالرضاع 2/89

    ... خداوند توانمندان را مکلّف کرده است تا براى (اداره) امور بیماران زمینگیر و دیگر مبتلایان (و گرفتاران) قیام کنند...

    اصل تعهدشناسى و مسئولیت پذیرى که از آموزش‏هاى اساسى همه ادیان آسمانى است؛ در اسلام، و در تعالیم رضوى(ع) بسیار مورد تأکید قرار گرفته است، به ویژه در روابط اقتصادى، و محرومیت زدایى، و یارى رسانى به بینوایان و تهیدستان.

    سخن امام رضا(ع) با ادات تاکید همراه است، و از سبکى قاطع و استوار برخوردار مى‏باشد. این حکمت رضوى در کلیت فراگیرترى در سخن معروف پیامبر(ص) آمده است که همه فرق اسلامى آن را بازگو کرده‏اند:

    پیامبر(ص): کلُّکُم راعٍ و کُلّکُم مَسئولُ عن رَعیَّتهِ».     ارشاد القلوب/ 257.

    همه شما شبانید، و همه در شبانى مسئول هستید.

    این مسئولیت‏شناسى که تکلیفى خدایى است، حد و مرز نمى‏شناسد، و تنها به دو حَدّ و مرز محدود مى‏شود:

    1- درباره کمک کننده و یارى رسان، حد و مرز، مثل همه تکلیفها، امکان و قدرت است، یعنى تا قدرت دارد و مى‏تواند باید به یارى رسانى دست زند.

    2- درباره ناتوان و درماندگان، مرز و حد، وجود ناتوانى و درماندگى است، که تا مشکل باقى است تکلیف نیز هست، تا بدانجا که فرد درمانده به جامعه و زندگى معقول اجتماعى برسد.

    10 . قانون گرایى و محدودیت پذیرى

    امام رضا(ع)... اذا فَعَل الناسُ هذهِ الاشیاء (المَنهیات)، و ارتکَبَ کلُّ انسانٍ ما یَشتَهى و یَهواه، من غیرِ مُراقَبةٍ لأحدٍ، کان فى ذلک فسادُ الخلقِ اَجمعینَ...     عیون اخبارالرضاع 2/99.

    ... زمانى که مردمان به کارهاى ممنوع دست زدند، و هر کس هر چه دلش خواست عمل کرد، بدون آن که کسى نظارت کند، (در این صورت) مردم همگى به فساد و تباهى دچار مى‏گردند.

    انسان در عمل فردى و گروهى، باید اصول و معیارهایى را بپذیرد، و تن به حق و حقوق‏هایى بدهد، تا نه خود تباه و نابود شود، و نه جامعه به هرج و مرج و تلاشى دچار گردد.

    در سطح زیست فردى، بسیارى از کارها، رفتارها، خواستنها و گرایشها، درآمدها، هزینه کردنها و مصرف کردنها و... اگر محدود نگردد، فرد انسانى در اثر زیاده رویهاى افراطى سلامت خود را از دست مى‏دهد و فرجام کار او به نیستى و نابودى مى‏کشد.

    در سطح جامعه و روابط گروهى ضرورت اصل مرزشناسى روشن‏تر است، زیرا انسان‏ها در جامعه همواره با چراغ قرمزهاى فراوانى روبرو هستند، که باید به آنها حُرمت نهند، و با تمام وجود این خط قرمزها را بپذیرند. نخستین و بالاترین محدودیتها، حقوق انسان‏هاى دیگر است، که این حقوق باید بر حقوق فردى، و خواست و گرایش فردى حاکم باشد، و افراد را مانع گردد که به هر کار و راهى دست یازند، گرچه به زبان دیگران باشد، یا حقوق انسان‏هاى دیگر را پایمال کند. بنابراین همه آزادى‏ها به آزادى و حقوق جامعه محدود مى‏شود.

    نقش حکومت‏ها و علت ضرورت دولت، در همین است که مانع تجاوزگرى مى‏گردند، و رفتار دلخواهانه افراد را کنترل مى‏کنند، و حتی با حذف برخى افراد تعهدنشناس، از حقوق انسان‏ها و جامعه پاسدارىمى‏کنند.

    بنابراین در پرتو این حکمت رضوى(ع) انسان باید در قلمرو فعالیتهاى اقتصادى، سیاسى، فرهنگى، خانوادگى و حتى رفتار شخصى به ضوابطى تن دهد، و از گستاخیها و افزون خواهى‏هاى خودخواهان دورى گزیند، تا جامعه به سامانى در خور برسد، و حقوق‏ها و آزادى‏هاى منطقى پاس داشته شود.

     

     

    11 . رفتارى انسانى با همه انسان‏ها

    امام رضا(ع): قال رسول اللّه‏(ص): رأسُ العقلِ بعدَ الایمانِ باللّه‏، التَودُّدُ الى الناس، و اصطناعُ الخیرِ الى کلِّ بَرٍّ و فاجرٍ. ـ عیون أخبارالرضاع 2/35.

    پیامبر(ص) فرموده است: اوج خردمندى - پس از ایمان به خدا - دوستى با مردم و نیکوکارى نسبت به هر انسان است؛ چه نیکوکار باشد و چه بدکار. رفتار انسانى با همه مردم و همه شهروندان آیین رضوى است. مردمان چه نیکوکار باشند، و چه تبهکار، چه انسان‏هایى درست و وظیفه شناس و متعهد باشند، و چه بى تعهد و نابهنجار و زشت سیرت؛ باید با همه رفتارى انسانى داشت.

    انسان در روابط گروهى و در جامعه، باید انسانیت خویش را به اثبات رساند، و بر اساس انسانیت خود با همگان رفتارى انسانى داشته باشد؛ یعنى میزان و ملاکِ رفتارى و راه و روش سلوکِ اجتماعى باید انسانیت انسان باشد، نه چگونگى و رفتار و هنجارهاى دیگران. از این رو نباید رفتار نیک خود را از دیگران دریغ داشت به این علت که آنان افرادى کج رفتار و نابهنجارند. چه بسیار که رفتار انسانى با ناانسان‏ها، آنها را به خود آورد، و بیدار سازد، و به اشتباه خویش آگاه کند، و این مى تواند آموزنده اصول انسانى و گسترش دهنده انسانیت ها باشد.

    در سخن امام حسین(ع) کار انسانى و نیک به ژاله‏ هاى بهارى همانند شده است، که بر همه سرزمین‏ها و سنگلاخ‏ها مى‏بارد، و قطره‏اى را از سنگى، صخره‏اى و شوره‏ زارى، و بیابان لم یزرعى دریغ نمى‏ کند.

     

    امام حسین(ع) - قال عنده رجلُ: انَّ المعروفَ اذا اُسدى الى غیر اَهله ضاع. فقال(ع): لَیس کذلک، و لکن تکونُ الصّنیعةُ مثل وابِل المَطَر تُصیبُ البرَّ و الفاجِر.  تحف العقول / 175.

     

    شخصى نزد امام(ع) گفت: هر گاه کار نیک و انسانى به نااهلان (و ناانسان‏ها) پیشکش شود تباه شده است. در این هنگام امام حسین(ع) فرمود: این چنین نیست، بلکه کار انسانى (و نیک) بسان باران‏ هاى دانه درشت (و ژاله‏ هاى بهارى) است که بر نیکوکار و بدکار فرو مى ‏ریزد.

     

    12 . حقوق برادرى

    امام رضا(ع): اِعْلم... اَنَّ حقَّ الاخوان واجبُ فَرضُ... وابذلُوا النفوسَ والأموالَ دُونَهم... و مُؤاساتِهم و مُساواتِهم فى کلّ ما یجوزُ فیه المُساواةُ والمؤاساة... بحارالأنوار 74/226 و 227.

    بدان... که حق برادران واجب و فریضه است... از خود و اموالتان براى آنان سرمایه گذارى کنید... و در هر چیز که مساوات و برابرى رواست با آنان به برابرى و مساوات رفتار کنید... بالاترین مسئولیتها و ژرف‏ترین تعهدهاى انسانى، پس از مسئولیت در برابر خداوند، و پیامبر(ص) و پیشوایان، مسئولیت در برابر برادران انسانى و ایمانى است، و تن دادن به حقوق برادران، از ریشه اصلى عقیده به خدا بر مى‏خیزد. اصل برادرى در اسلام در متن قرآن آمده است:

    اِنّما المؤمنونَ اِخوَةُ فَاَصلِحُوا بین اخویکُم    سوره حجرات 49/10.

    بى گمان مؤمنان برادرند، میان برادران خویش صلح و سازش برقرار کنید.

    در احادیث نبوى و علوى و... نیز بر این اصل فراوان تکیه شده است.

    امام صادق(ع) چگونگى رابطه برادرى را چنین بازگو کرده است که با حکمت رضوى(ع) در یک راستا قرار دارد:

    امام صادق(ع): لا واللّه‏! لا یکونُ (المؤمنُ) مُومناً اَبَداً حتى یکون لاَخیه مثلُ الجَسَد: اذا ضُرِبَ علیه عِرقُ واحدُ، تَداعَت لَه سائر عُروقِه.   الحیاة 1/413؛ بحارالأنوار 74/233.

    نه، به خداى سوگند! مؤمن نیست تا آن که براى برادر مومن خویش همچون تن او باشد، که اگر رگى از آن ضربه خورَد، رگهاى دیگر نیز درد آن را حسّ کنند.

    شاعر نامدار ایران سعدى، از این دست احادیث الهام گرفته، و شعر معروف و جهانى خویش را سروده است: «بنى آدم اعضاى یکدیگرند...».

     

    13 . اندازه‏ دارى در زندگى

    امام رضا(ع): لا یَستکملُ عبدُ حقیقَةَ الایمان حتى تکونَ فیه خصالُ ثَلاثُ: التَفقُّه فى الدینِ، و حسنُ التقدیر فى المعیشَة: والصبرُ على الرزایا.  تحف العقول /329.

    تا سه خصلت در آدمى نباشد، حقیقت ایمان او کمال نیابد: «ژرف شناختن دین، و اندازه داشتن در زندگى، و شکیبایى در مصیبت ها».

    فراز «تقدیر در معیشت»، در تعالیم اسلامى فراوان آمده است، و به معناى اندازه داشتن (و حسابگرانه کار کردن) در هزینه ‏ها، و امور زندگى، و برقرارى هماهنگى میان نیازها و درآمدهاست. چنان که در سر یک سفره، و خرید یک لباس، یا خانه، یا ماشین و... اصل حیاتى «تقدیر در معیشت»، و اندازه دارى در زندگى هست، در احداث یک کارخانه، یا ساختن یک راه، و هر گونه سرمایه گذارى خرد یا کلان دیگرى نیز وجود دارد. این حکمت رضوى بیانگر اصل محاسبه دقیق و ارزیابى فنى در همه هزینه‏ هاى اقتصادى است. روشن‏ترین و ضرورى ‏ترین آن سرمایه‏ هاى ملى و بیت المال مسلمانان است که باید با احتیاط و دقت زیاد در مواردى صرف شود که موجب رشد باشد.

    این موضوع در سخن امام رضا(ع) در کنار دو موضوع بسیار مهم و سرنوشت‏ساز قرار گرفته است، یعنى «ژرف‏شناسى دین» و «صبر در برابر بلاها». نقش محورى این دو موضوع در زندگى تردید بردار نیست، بدین گونه نقش حیاتى اصل «تقدیر در معیشت» آشکار مى ‏شود.

     

    14 . ارزش حیاتى آب

    امام رضا(ع)- سُئِل الرضا(ع)، عَن طَعمِ الخُبزِ والماء، فقال: طَعمُ الماء طعمُ الحَیاةِ، و طعمُ الخُبزِ طعمُ العیش.  الحیاة 3/228.

    از مزه نان و آب از امام سوال شد. امام فرمود: مزه آب، مزه زندگى است و مزه نان مزه زیستن.

    در این کلام که نگرشى اصولى و ژرف به مسائل حیات انسانى افکنده است، از مزه آب و نان سخن رفته و طعم آب، طعم حیات و زندگى و طعم نان، طعم زندگى شمرده شده است. این که مزه آب، مزه زندگى است، و زندگى بر آب استوار است تردیدى ندارد، زیرا آب عنصر اصلى تشکیل حیات و شرط ضرورى تداوم آن است. بیشترین بخش بدنه موجودات، به ویژه گیاهان و گونه‏ هاى حیوانى، و انسان آب است.

    مزه نان، مزه زندگى است نیز اصلى تردیدناپذیر است؛ زیرا انسان بدون غذا نمى ‏تواند زندگى کند، و نان به عنوان ماده غذایى، و سَمبل غذاها، داراى چنین نقشى است.

    امروزه ارزش حیاتى آبهاى شیرین نیک روشن شده است و حتى صاحب نظران مسائل اقتصادى و اجتماعى گفته‏اند که درگیرى ‏ها و ستیزها در قرن 21 بر سر همین آبهاى شیرین خواهد بود.

    درباره این کالاى حیاتى، موضوع مهم، چگونگى مصرف انسان‏هاست. اگر مصرفها - به ویژه در مناطق خشک و نیمه خشک - منطقى و درست باشد، امکان پاسخ گویى به نیازهاى انسانى وجود دارد، و گرنه مشکلات جدّى پیش روى انسان‏هاست. حتى در مورد آبهاى کشاورزى، نیز باید به این اصل حیاتى توجه شود، و از ذرّه ذره آبها درست و بهینه، بهره بردارى کنند، و آبیارى ‏هاى فنى و علمى (قطره‏اى و بارانى) جایگزین آبیارى ‏هاى سنتى و غرقابى گردد، تا نیازها تأمین شود. این حکمت رضوى به صورت چارچوبى کلى مى ‏تواند سیاستگذارى منطقى بهره بردارى درست از آب را تضمین کند، و راهگشاى انسان‏ها باشد، و به انسان‏ها یادآور شود که هر قطره آبى را که هرز دهید بخشى از یک حیات کلى را نابود کرده‏اید.

    در جامعه ما که مذهبى است، و به ویژه در شهر ما که همسایگان امام(ع) هستیم، رعایت اصل صرفه جویى در مصرف آب موجب رضایت خالق و خلق است، و نشر گفتار امامان(ع) تأثیرى ژرف در راه و رفتار مردم دارد، و مى ‏تواند بخشى از مشکل کم آبى را حل کند.

    15 . استفاده بهینه از سرمایه ‏ها

    امام رضا(ع):...انّ اللّه‏ یُبِغضُ... اضاعة المال...   تحف العقول /326؛ مسند الامام الرضاع 1/285.

    بى گمان خداوند... تباه سازى اموال را... دشمن دارد.

    استفاده درست و منطقى از اموال، اصلى اسلامى و عقلى و اقتصادى است. هرگونه سرمایه گذارى، یا تولید، یا توزیع و یا مصرف باید در چهارچوب بهره بردارى بهینه و با توجیهى اقتصادى باشد. این موضوع نیاز به محاسبه و برنامه ریزى ‏هاى اصولى، و مدیریتهاى اقتصادى - تخصصى و فنى دارد، و گرنه سرمایه ‏ها هرز مى‏رود، و یا بازده لازم  را ندارد. اگر در مصرف باشد، مصرفى اضافى و اسرافى است. اگر در توزیع باشد، توزیعى ناعادلانه و به زیان توده‏هاست، و این خود نوعى تضییع و تباه سازى اموال است، زیرا که اموال و سرمایه‏ ها در جاى لازم هزینه نمى‏ شود، و در بخشى تراکم مى ‏یابد، و چون غده سرطانى، در اندام جامعه مى ‏گردد. و بخشى رابه سستى و ناتوانى و نابودى دچار مى‏ سازد. اینها همه تباه سازى مال است، که اگر حسابگرى‏ هاى دقیق و مدیریت‏هاى کاردان و متعهد در کارها نباشد، چنین تباه سازى ‏هایى فراوان رخ مى ‏دهد، و سرمایه ‏هاى ملى هرز مى‏ رود.

    براى روشن‏تر شدن و عینیت یافتن این اصل محورى، مثالى مى ‏آوریم: اگر براى اداره و سازمانى ده خودرو کافى است، پانزده خودرو اگر باشد، تباه سازى اموال است، و اگر خودروها با فلان قیمت کارها رابه سامان مى ‏رساند خودروهاى تجملى و گران قیمت اگر خریده شود، تضییع اموال است.

    در زندگى‏ هاى شخصى، و اموال فردى نیز چنین است، و از این مثال مى ‏توان به هزاران نمونه تباه سازى اموال در زندگى فردى و گروهى پى برد. امام بزرگ انسان، این عمل اقتصادى را مبغوض خداوند معرفى مى‏ کند، و به آنها که ایمانى راستین دارند، و خداباور حقیقى‏ اند توجه مى‏دهد که کارى انجام ندهند که خشم خداوند را در پى دارد.

     

    16 . فقر، نابسامانى بزرگ

    امام رضا(ع): المَسکنةُ مِفتاح البُؤس.    بحارالأنوار78/353.

    بینوایى کلید بدبختى و بیچارگى است.

    بررسى مشکلات اجتماعى، و سبب جویى نابسامانیها روشن مى ‏سازد که فقر اساس مشکلات اجتماعى، و نابسامانى‏ هاى زندگى فردى و خانوادگى و اجتماعى است. تردید نیست که انسان در این زندگى در کالبدى جاى دارد که از مواد طبیعى تشکیل یافته است، و با اشیائى سر و کار دارد، و در فضایى زندگى مى‏ کند که به وسایل و کالاهاى مادى نیازمند است. غذا، لباس، مسکن، نظافت، بیمارى و بهداشت و... اینها همه در طبیعت این زندگى و لازمه تداوم حیات انسانى است. نبود، یا کمبود هر یک از این امور، ناتوانى، بیمارى و فرسایش و پیرى زودرس را موجب مى‏گردد، و یا به مرگ و نابودى مى‏کشاند. چنین پدیده‏اى به راستى کلید نابسامانى‏ها و مشکلات فردى و اجتماعى است.

    امام رضا(ع) در سخن دیگرى از فقر چنین یاد مى‏کند:

    ... اذا اَقبلتِ الدُّنیا على انسانٍ اَعطَتْه مَحاسِن غیرهِ، و اذا اَدبَرتْ عنه سَلَبتْه مَحاسنَ نَفسِه.  عیون اخبارالرضاع 2/130.

    هر گاه دنیا (مال و ثروت) به انسانى روى آورد، نیکى‏هاى دیگران را به او مى‏دهد و هر گاه به کسى پشت کند (و او فقیر شود) نیکى‏هاى خودش را نیز از او مى‏گیرد.

    زندگى انسان به شخصیت او بستگى دارد، و پایگاه و محور اصلى اثرگذارى و نقش آفرینى هر کس کیان، منش و شخصیت اوست. از این رو نفى شخصیت، بسیار زیان‏بارتر از نفى شخص است. در این سخن فقر عامل نفى شخصیت شمرده شده است، که انسان فقیر دچار آن مى‏گردد، و نقاط مثبت کیان خود را از دست مى‏دهد، و یا آنها را نمى ‏بیند؛ زیرا دچار عقده حقارت (و خود کوچک بینى) گشته است.

    در تعالیم اسلامى، فقر «بدتر از قتل»{ بحارالأنوار 72/47، سخن پیامبر اکرم )}، و یا «فقر مرگ بزرگ»{ نهج البلاغه / 1166، سخن امام على (ع)}، شمرده شده است. ممکن است در این احادیث نفى شخص، و نفى شخصیت هر دو منظور باشد، که هر دو از آثار فقر و بینوایى است.

     

میانگین امتیاز کاربران: 0.0  (0 رای)

برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم اینجا کلیک کنید.

کلیه حقوق این وب‌سایت متعلق به بنیاد بین المللی فرهنگی هنری امام رضا (ع) می‌باشد.