English Arabic
به شمس توس خوش آمدید. / ثبت نام کنید / ورود
    
 

مقالات

  • درباره ی شمس الشموس (4)
  • شمس الشموس   ۱۳۹۴/۱۱/۱۵
  •  

    برادری اسلامی و ارزش انسانی

    در نگرش اسلامی انسان­ها یا برادر دینی هستند و یا برابر و هم­نوع انسانی. این اصل برادری و برابری، اصلی الهی و انسانی است. اصلی تردید ناپذیر، که زیر بنای جامعه‌ی انسانی و اسلامی را می­سازد و در همه‌ی بخش­های جامعه تأثیر می­گزارد. بهبود روابط اجتماعی را تضمین می­کند؛ و سامان­یابی اقتصاد و داد و ستدها و گردش ثروت را موجب می­شود؛ و خاستگاه اصلی مددرسانی و کمک­رسانی افراد به یکدیگر است.

    این چنین اصلی و با این درجه از اهمیّت و ارزش، همیشه مورد توجه رهبران راستین الهی و امامان ما بوده و هست. امام رضا­(علیه‌السلام) نیز در سخنان و رفتار گوناگون خویش این اصل را روشن ساخته­اند.

    عبدالله بن صلت گوید:

     از یکی از مردم بلخ شنیدم که گفت: در مسافرت امام ابوالحسن علی بن موسی‌الرضا(علیه‌السلام) به خراسان با او همراه بودم، روزی همگان را بر سر سفره فراخواند، و غلامان او از سیاه و غیر سیاه آمدند و بر سر سفره نشستند. به او گفتم: فدایت شوم، آیا بهتر نیست که برای اینان سفره‌ای جداگانه گسترده شود؟ گفت: « خاموش! خدای همه یکی است، و مادر یکی، و پدر یکی(پس تفاوتی نیست) و پاداش هر کسی بسته به کردار است.( الحیات، 1/450).

    امام در این برخورد، نخست کرامت انسانی را پاس داشتند؛ و یاد­آور شدند که همه‌ی انسان­ها با هم برابرند و سفید و سیاه، کارگر و کارفرما، و دارا و ندار با هم یکی هستند؛ و همه انسانند و برتری برای آنان وجود ندارد. و سپس یاد آور شدند که همه‌ی انسان­ها از یک پدر و مادرند؛ پس با هم برادرند و باید حقوق برادری را رعایت کنند، و جامعه‌ی بشری را خانواده­ای بزرگ بپندارند و برادر­وار با هم زندگی کنند.

    پیشوایان و رهبران راستین، بیش از همگان به شخصیت و کرامت انسانی انسان­ها بها می­دادند؛ زیرا ایشان انسان را به سوی کمال فرا می­خوانند و انسان تا آنجا که شخصیت و کرامت وجودی او شکوفا شده باشد، می­تواند پیش برود و به کمالات دست یابد و خود را تربیت کند.

    امام رضا(علیه‌السلام) نیز در برخورد با انسان­ها، حرمت آنان را پاس می­داشت و نمی­گذاشت کیان کسی شکسته شود و انسانی کوچک به حساب آید؛ و هیچ­گاه اجازه نمی­داد ارزش افراد نادیده گرفته شود.

    یسع ‏بن حمزه مى‏گوید:

    من در مجلسى در خدمت حضرت رضا(علیه‌السلام) مشغول صحبت بودم و مردم بسیاری در خدمت آن بزرگوار گرد آمده بودند و از احکام الهی می­پرسیدند، ناگهان مردى بلند قامت و گندمگون داخل شد و سلام کرد و گفت: من مردی از دوستداران شما و اجداد شما هستم و از زیارت خانه‌ی خدا باز گشته­ام، زاد و توشه‏ام گم شده و هزینه‌ی سفرم را تمام کرده­ام و چیزی که بتوانم با‌ آن، خود را به منزلِ دیگر برسانم ندارم. اگر ممکن است کمکى بفرمایید که من به شهرم برسم که این نعمتى است بر من از جانب خداى تعالى، پس چون به شهرم رسیدم آن‌را از جانب شما صدقه مى‏دهم چون من احتیاجى به صدقه ندارم و در شهر خود دارای نعمت و دولتم.

    حضرت فرمودند: بنشین، خدا تو را بیامرزد. حضرت رو کردند به مردم و با آنها سخن گفتند تا وقتى که متفرق شدند و فقط آن مرد و من و سلیمان جعفرى و خیثمه باقى ماندیم. حضرت فرمودند، اجازه مى‏دهید داخل منزل شوم؟

       بلند شدند و وارد حجره‌ی دیگر شد و ساعتی درنگ کرد. سپس بیرون آمد، و در را بست و دستش را از بالای در بیرون آوردند و فرمودند: کجاست آن مرد خراسانى؟ آن مرد گفت: بله، اینجا هستم. حضرت فرمودند: این دویست دینار را بگیر و کار خود را انجام بده و به آن متبرک شو و از طرف من هم لازم نیست صدقه دهى، بیرون برو که من ترا نبینم و تو مرا نبینى.

     آن مرد خارج شد. سلیمان جعفری به امام رضا(علیه‌السلام) گفت: فدایت شوم، به او( نیاز مندی که به حضور امام آمده بود) مهربانی فرمودی و مال فراوان به او بخشیدی، لیکن چرا صورت خود را از او پنهان داشتی؟! امام(علیه‌السلام) فرمود: چون نیاز او را برآوردم، نخواستم ذلت خواهش را در چهره‌اش بنگرم. آیا این سخن پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) را نشنیده­ای که فرمود: «کار نیکی که در پنهان انجام شود، برابر با هفتاد حج است، و افشا کننده‌ی کار بد، خوار می­گردد، و پنهان کننده‌ی آن، آمرزیده است.» (کافی، 4/24)

    رعایت حقوق و ارزش انسان­ها و احترام به اندیشه و عقیده‌ی آنان در اندیشه امام تا بدان­جا بود که به خواسته­های آنان، حتی پس از حیات­شان نیز احترام می­گذاشت و آن را گرامی می­داشت، تا مردان بیاموزند که انسان و ارزش و شخصیت انسانی افراد پس از مرگشان نیز، محترم است و خواسته­هایشان حتی پس از مرگ باید پاس داشته شود.

    ریّان بن شبیب می‌گوید:

    از امام رضا(علیه‌السلام) پرسیدم: خواهرم وصیت کرده است برای گروهی از مسیحیان(که به آنان مالی بدهم) و من می‌خواهم این(مال) را به گروهی از هم‌کیشان مسلمان بدهم. امام فرمودند: وصیت را بدانسان که هست اجرا کن. خداوند بزرگ گفته است: «گناه آن بر کسانی است که آن(وصیت) را تغییر بدهند....»(بقره/ 181)( کافی، 7/16)

     

    احترام به انسان و رعایت آزادی و آزادگی انسانی، اصلی است که پیشوایان ما همیشه بدان اشاره کرده­اند و ارزش حیاتی آزادی را تبیین کرده­اند و انسان­ها را با این حق‌شان آشنا ساخته­اند و همواره خود، از این حق انسانی و الهی دفاع کرده­اند.

    زکریا( از شاگردان امام) می‌گوید:

    از امام رضا(علیه‌السلام) پرسیدم که مردی از اهل ذمّه(غیر مسلمانان مقیم در کشورهای اسلامی) که به فقر و گرسنگی دچار شده بود فرزندش را آورد و گفت: فرزندم مال تو، او را خوراک بده و او برده تو باشد. امام فرمودند:(انسان) آزاده خرید و فروش نمی‌شود. این کار شایسته‌ی تو نیست، از ذمّیان نیز روا نمی‌باشد. (تهذیب الاحکام، 7/77)

    کارگران و خدمت گزاران در طول تاریخ بشریت، از آغاز تا کنون از بهترین توده­های انسانی بوده­اند؛‌ که همیشه در محرومیت و سختی به سر برده­اند و کرامت انسانی آنان رعایت نگشته است. و حقوق­شان پای­مال گشته است و در بسیاری از موارد انسانیت آنان زیر سؤال رفته و به آنان بی حرمتی گشته است.

    امام رضا(علیه‌السلام) در پاسداشت حقوق کارگران و زحمت­کشان، زیباترین و والاترین رفتار را با آنان داشتند.

    یاسر خادم گوید:

     امام رضا(علیه‌السلام) به ما فرمودند: اگر هنگامی که مشغول غذا خوردن هستید، مرا بالای سر خود، ایستاده دیدید، از جای برنخیزید؛ مگر این که از خوردن غذا فارغ شده باشید. و بسا که آن حضرت تنی چند از ما را طلب می‌فرمود، و می‌گفتند که مشغول غذا خوردن هستند. امام(علیه‌السلام) می‌فرمودند: آنها را رها کنید تا از خوردن فارغ شوند.(کافی، 6/298)

    سلیمان جعفرى‏ از یاران امام رضا(علیه‌السلام) مى‏گوید:

    براى انجام کاری در خدمت امام رضا(علیه‌السلام) بودم، چون کارم انجام شد خواستم به خانه برگردم، امام فرمودند: امشب نزد ما بمان.

    همراه امام به خانه‏ی ایشان رفتم، هنگام غروب بود، غلامان حضرت مشغول بنّایى و بستن میخ آخور ستوران(چهار پایان) بودند. امام در میان آنها غریبه­ای دیدند، پرسیدند: این کیست؟ عرض کردند: به ما کمک مى‏کند و به او مزدش را خواهیم داد. فرمودند: اجرتش را تعیین کرده‏اید؟ گفتند: خیر... هر چه بدهیم راضی است.

    امام سخت برآشفتند و خشمگین شدند. من به حضرت عرض کردم: فدایتان شوم چرا خشمگین می­شوید؟ فرمودند: من بارها به اینها گفته‏ام که هیچ‌کس را براى کارى نیاورید مگر آنکه قبلا اجرتش را تعیین کنید و قرار داد ببندید. کسى که بدون قرار داد و تعیین مزد کارى انجام دهد اگر سه برابر مزدش را بدهى باز گمان مى‏کند مزدش را کم داده‏ای، ولى اگر قرار داد ببندى و به مقدار معین شده بپردازى از تو خشنود خواهد بود که طبق قرار عمل کرده­ای، و در این صورت اگر بیش از مقدار تعیین شده چیزى به او بدهى هر چند کم و ناچیز باشد مى‏فهمد که بیشتر پرداخته‏ای و سپاسگزار خواهد بود.(کافی، 5/288)

    امام رضا(علیه‌السلام) به عنوان رهبری الهی، این رفتار انسانی را با کارگران داشت و در عمل و سیره‌ی خود، آن را آشکار ساخت. امام از ژرفای دل به زحمت­کشان می­اندیشید و با تمام توان برای زندگی و آسایش آنان می­کوشید.

     

     

    با بینوایان و محرومان

    همسان زیستی با محرومان و بینوایان یکی از ویژگی­های اساسی امام و حاکم در جامعه‌ی اسلامی است؛ و ره‌آوردهایی بسیار سازنده دارد. این امر مهم در تمامی راه و رسم­های پیامبران و امامان وجود داشته است؛ و در اسلام نیز از آغازین روزها به این امر توجه شده است؛ و پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) خود در کنار محرومان و پابرهنگان و بردگان بود و با آنان می­زیست. پیامبر در کنار آنان بود؛ با آنان نشست و برخاست داشت؛ و همانند آنان زندگی می­کرد. امامان ما نیز همگی چنین بودند و هیچ یک - چه آنان که بر مسند حاکمیت بودند و چه آنان که نبودند - بر خلاف این سیره و روش، گامی بر نداشتند؛ بلکه همانند پایین­ترین طبقات مردم زندگی می­کردند.

    امام رضا(علیه‌السلام) نیز در دوران زندگی، همانند پدران خویش، همراه با بینوایان و تهیدستان بود و همانند آنان می­زیست و از هر نوع تجمل و اشرافی­گری، دوری می­گزید. امام با وجود این­که به ولایتعهدی رسیده بود، بر خلاف روش­های معمول و مرسوم در دستگاه خلافت، به شیوه‌ی  پدران خویش می­زیست و با رفتار خود بر شیوه‌ی زندگی مأمون، خط بطلان می­کشید و اندیشه­های غیر اسلامی او را آشکار می­ساخت.

    یکی از کنیزان مأمون گوید:

    ما را به دربار مأمون روانه کرده بودند. آن­جا در بهشتی از خوردنی­ها و نوشیدنی­ها و عطرها و پول فراوان به سر می­بردیم، تا این که مأمون مرا به خانه‌ی علی بن موسی الرضا(علیه‌السلام) فرستاد. چون به خانه‌ی امام در آمدم، تمام آن نعمت­ها از دست رفت.(عیون اخبار الرضا،2/179) 

    امام علی بن موسی‌الرضا(علیه‌السلام) در جای جای سخنان خود، انسانِ مومن را عضوی از جامعه‌ی بزرگ انسانی می­داند. جامعه­ای که در آن انسان­ها یا مسلمانند و برادران دینی و یا غیر مسلمان و هم­ نوع!

    در جامعه­ی انسانی، درد و رنج هر یک از آحاد آن، درد و رنج انسان مؤمن است و انسان مؤمن خود را موظف می‌داند تا فریادرس ستمدیدگان و دادرس دادخواهان باشد و در این راه از هیچ کوششی دریغ نورزد و بنی آدم را اعضای یکدیگر بداند.

    امام رضا(علیه‌السلام) می‌فرمایند: احسان‌ و اطعام‌ به‌ مردم‌ و دادرسى‌ از ستمدیده‌ و رسیدگى‌ به‌ حاجتمندان، ‌از بالاترین‌ صفات‌ پسندیده‌ است‌.(بحارالانوار، 78 / 357)

    قال‌الامام‌الرضاعلیه‌السلام: «لِأَنَّ اَللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى کَلَّفَ أَهْلَ اَلصِّحَّةِ اَلْقِیَامَ بِشَأْنِ أَهْلِ اَلزَّمَانَةِ وَ اَلْبَلْوَى.»(خداوند، توانمندان را مکلّف کرده است تا برای(اداره‌ی) امور بیماران زمینگیر و دیگر مبتلایان، قیام کنند.)(عیون اخبارالرضا، 2/89)

    در فرهنگ الهی و انسانی اسلام، توجه به نیاز نیازمندان و برآوردن حاجت حاجتمندان از ارزش و جایگاه ویژه­ای برخوردار است. این امر، تکلیف و وظیفه­ای‌ست بر آنان که توانمندند تا در یاری ناتوانان سبقت جویند. این امر مسابقه­ای‌ست که شرکت کنندگان در آن، هر گامی که بر می­دارند به خداوند بزرگ و پاداش الهی نزدیک­تر گشته و در سایه‌ی خشنودی خداوند قرار می­گیرند. به همین دلیل است که پیامبر و امامان ما بیش از همگان به این مهم توجه داشته­ و در سیره و روش زندگی خویش چنین رفتار کرده­اند.

    امام رضا(علیه‌السلام) می فرمایند: «عونُ الضَّعیفِ مِن أفضَلِ الصَّدقة.»(برترین صدقه و انفاق در راه خداوند، امداد و یاری ضعیفان است.)(تحف العقول/525)

    امام رضا(علیه‌السلام) خود در این امر بر دیگران پیشی می­گرفت؛ و در سیره و روش زندگی خود چنین رفتار می‌کرد.  ایشان در دوران ولایتعهدی، مالی نیندوخت؛ و آنچه را در اختیار داشت به بینوایان و محرومان می­بخشید و برای آخرت خود ذخیره می­کرد.

    امام(علیه‌السلام) در خراسان، همه‌ی اموال خویش را در روز عرفه( میان مردم و نیازمندان) تقسیم کرد.(در این هنگام) فضل بن سهل عرض کرد که این کار زیان است. امام(علیه‌السلام) فرمودند: بلکه این کار غنیمت و سود است. آنچه را برای دستیابی به پاداش الهی و کرامت انسانی بخشیدی، غرامت و زیان مشمار.(بحارالانوار، 49/100)

    این چنین است که به داد بینوایان ومحرومان رسیدن، کرامت انسانی و عملی الهی است. پس آنان که بر خلاف این رفتار می­کنند و دم از کرامت انسانی و حقوق انسان می­زنند، راهی درست نمی­روند و مسئولیت خود را انجام نمی‌دهند.

    امام رضا(علیه‌السلام) هر آنچه از نعمت­ها در اختیار داشت با بینوایان و تهی‌دستان تقسیم می­کرد و آنان را در زندگی خویش شریک می­ساخت و همیشه به یاد آنان و در کنار آنان بود.

    معمر بن خلاد گوید:  هنگامی که امام رضا(علیه‌السلام) غذا می‌خوردند، سینی می‌آوردند و نزدیک سفره می‌گذاشتند؛ او به بهترین غذایی که برایش می‌آوردند می‌نگریست و از هر غذا مقداری را برمی‌داشت و در آن سینی می‌نهاد، سپس دستور می‌داد آن سینی غذا را برای بینوایان ببرند.(اصول کافی، 4/52)

    امام رضا(علیه‌السلام) در ظاهر و روابط اجتماعی نیز چنین بودند که هیچ تفاوت و تمایزی با مردمان و توده­های جامعه نداشت و در جایی که حضور می­یافت شناخته نمی­شد و هیچ­گاه تشریفات و همراهان و ملازمان به همراه نداشت و همانند شاهان رفتار نمی­کرد. ایشان با شیوه و رفتار عملی خویش، اعمال و رفتار خلفا را باطل می­ساخت و مردم را آگاه می­کرد که شیوه‌ی زندگی حاکمان اسلامی بدین­گونه است. امام در برخورد با محرومان و بینوایان و امیران و صاحب منصبان هیچ تفاوت و تمایزی قائل نمی­شد.

    امام رضا(علیه‌السلام) می‌فرمایند: «مَنْ لَقِیَ فَقِیراً مُسْلِماً فَسَلَّمَ عَلَیْهِ خِلاَفَ سَلاَمِهِ عَلَى الْغَنِیِّ لَقِیَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یَوْمَ الْقِیَامَةِ وَ هُوَ عَلَیْهِ غَضْبَانُ.»(آن کس که فقیر مسلمانی را ببیند و به او سلام کند بر خلاف سلام کردن به ثروتمند، در روز رستاخیز خدای بزرگ را خواهد دید که بر او خشمگین است.)(بحارالانوار،72/38)

    امام‌رضا(علیه‌السلام) می‌فرمایند: «مَنِ اِسْتَذَلَّ مُؤْمِناً أَوْ حَقَّرَهُ لِفَقْرِهِ أَوْ قِلَّةِ ذَاتِ یَدِهِ شَهَرَهُ اَللَّهُ یَوْمَ اَلْقِیَامَةِثُمَّ یَفْضَحُهُ.»(هر کس مؤمنی را خوار کند، یا او را به سبب فقر و تنگدستی حقیر شمارد، خداوند او را در روز قیامت انگشت نما و رسوا خواهد کرد.)(عیون اخبارالرضا،2/33)

    امام با توده­های محروم و در کنار آنان بود؛ و چون از مردم فاصله نمی­گرفت از مشکلات آنان با خبر می­شد. و از دردها و رنج­های آنان آگاه می­گردید و نیازهای آنان را می­شناخت. بدین‌گونه امام بزرگ، انسان درد‌آشنای توده­های محروم بود.

    روزی حضرت امام رضا علیه السلام وارد حمام عمومی شد. یکی از کسانی که داخل حمام بود و ایشان را نمی شناخت، از امام خواست که او را در شستشو کمک کند . امام با همه‌ی جلال و عظمتش، خواسته‌ی مرد را برآورد و به او کمک کرد.  هنوز چیزی نگذشته بود که افرادی که در حمام بودند، امام را شناختند و به مرد معرفی کردند. مرد شروع کرد به عذرخواهی ولی امام بدون اینکه از کار خود دست بردارد، با کلام نرم و ملایم خود، او را آرامش بخشید و اطمینان داد که جای شرمساری و ناراحتی نیست. ( مناقب آل ابی طالب، 4/362)

    امام رضا(علیه‌السلام) همچنین به فرزند خویش سفارش می­کند که از مردم فاصله نگیرد و در میان آنان باشد و از آنچه دارد به دیگران بدهد و آنان را در دارایی خویش شریک گرداند و به خویشاوندان و بستگان رسیدگی کند و از مردم غافل نماند.

    بزنطی گوید:

    نامه‌ی امام رضا(علیه‌السلام) را به امام جواد(علیه‌السلام) که بدین شرح بود، خواندم: ای فرزند... به من خبر رسیده که هنگامی که بر مرکب سوار می‌شوی، غلامان، تو را از در کوچک بیرون می‌برند، و این از بخل آنهاست تا خیری از تو به کسی نرسد. به حقی که بر گردن تو دارم، از تو می‌خواهم، که ورود و خروج تو جز از در بزرگ نباشد؛ و زمانی که سوار می‌شوی، دینار و درهمی بردار و باید هر کسی از تو بخششی خواهد به او بدهی ... .(عیون اخبارالرضا،2/8)

     

    حرمت و کرامت انسانی و آسایش و بی­نیازی بینوایان و محرومان در نزد امام، از جایگاه بلند و بی­مانندی برخوردار بود، که نظیر آن دیده نشده است.

    یاسر خدمتگزار امام می­گوید: در روزی که امام رضا(علیه‌السلام) به دست خلیفه‌ی تبهکار عباسی مسموم شده بود- که در همان روز و در اثر همان سم به شهادت رسید- پس از اینکه نماز ظهر را گزارد، به من گفت: ای یاسر! مردم(اهل خانه و کارکنان و خدمتگزاران) چیزی خوردند؟

    گفتم: آقای من! در چنین حالی که شما هستید، چه کسی می­تواند غذا بخورد؟(حال مسمومیت شدید و واپسین لحظات زندگی) در این هنگام امام(علیه‌السلام) راست نشست، سپس فرمود: سفره را بیاورید، و همگان را بر سر سفره فراخواند و کسی را فرو گذار نکرد، و یکایک را مورد محبت و مهر خویش قرار داد... هنگامی که همه غذا خوردند، امام بیهوش افتاد... (فرازهایی از سخنان امام رضا علیه‌السلام، دفتر نخست، ص95 به نقل از عیون اخبارالرضا، 2/410 )    

    احترام به مذاهب دیگر و پیروان آنان تا حدی وصف ناپذیر در دیدگاه امام، اصالت و اهمیت داشت، که حقوق راستین بشر را به اثبات می­رساند، که حتی پس از مرگ یک زردشتی(که به اسلام نگراییده بوده است) اندیشه و خواسته و وصیت او را محترم می­شمارد.

     یاسر- خدمتگزار امام- می­گوید: نامه­ای از نیشابور به مأمون رسید(به این مضمون): مردی مجوسی (زردشتی) هنگام مرگ وصیت کرده است، که مال زیادی را(از اموال او) میان بینوایان و تهی‌دستان تقسیم کنند. قاضی نیشابور آن اموال را میان مسلمانان تقسیم کرده است.

    مأمون به امام رضا(علیه‌السلام) گفت: ای سرور من در این موضوع چه می­گویی؟ امام فرمود: مجوسیان به بینوایان مسلمان چیزی نمی­دهند. نامه­ای به قاضی نیشابور بنویس تا همان مقدار از مالیات­های مسلمانان بردارد و به بینوایان زردشتی بدهد.(فرازهایی از سخنان امام رضاعلیه‌السلام، دفتر نخست، ص92 به نقل از: عیون‌اخبارالرضا، 2/  15؛ مسندالامام‌الرضا، 2/332)

    اکنون مقایسه کنید با حقوق بشر ادعایی غرب دروغزن، که با افکار و اندیشه­های ناسازگار با سیاست­های سلطه طلب­شان چگونه رفتار می­کنند.

    باری، مأمون خلیفه‌ی مستکبر و مقام­پرست عباسی، در برابر رفتار الهی و اسلامی امام رضا(علیه‌السلام) تاب نیاورد، و هر روز رسواتر می­شد؛ و پایگاه­های حکومتش لرزان­تر می­گردید. تا سرانجام به شهادت امام دست یازید، در حقیقت خود را در اندیشه‌ی انسان­های آزاده و در پیشگاه تاریخ به محاکمه کشید، و برای همه نابود ساخت. و امام و مکتب او پاینده و جاودان باقی­ماند.

    سرانجام امام علی بن موسی الرضا(علیه‌السلام) پس از عمری نورانی و با برکت و سرشار از سرشت‌های انسانی در آخرین روز ماه صفر سال 203 هجری قمری به دست مامون- خلیفه‌ی عباسی- مسموم گشت؛ و دعوت پروردگار خویش را لبیک گفت و به شهادت رسید.

     

    برگرفته از کتاب زیستن زیر سایه خورشید ، نوشته امیر مهدی حکیمی ، چاپ اول (1394) ، انتشارات بنیاد بین المللی فرهنگی هنری امام رضا (علیه السلام) ، مشهد مقدس.

     

میانگین امتیاز کاربران: 0.0  (0 رای)

برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم اینجا کلیک کنید.

کلیه حقوق این وب‌سایت متعلق به بنیاد بین المللی فرهنگی هنری امام رضا (ع) می‌باشد.