English Arabic
به شمس توس خوش آمدید. / ثبت نام کنید / ورود
    
 

مقالات

  • درباره ی شمس الشموس (1)
  • شمس الشموس   ۱۳۹۴/۱۱/۱۵
  • پیشگفتار

    انسان امروز، خود را در کوره راه­های زندگی ماشینی و به دور از معنویت گم کرده است؛ و روح انسانی و روابط عاطفی و اخلاق اجتماعی را به دست فراموشی سپرده و دچار سرگردانی­ گشته است. زندگی آرمانی و به دور از بیدادگری و تبعیض، رخت بربسته و نیز دستیابی به تکامل فردی و اجتماعی برای انسان امروز، آرزویی دست نیافتنی گشته است.

    در بحران این زندگی، انسان امید آن دارد که بر این سرگردانی، چیره شود و راه درست زندگی را باز یابد و به زندگی نابسامان خویش، سامانی بخشد؛ و از این راه­های پر پیچ و خم و ناهموار، در جستجوی راهی بر آید و به بزرگ­راه انسانی برسد و خود را در مسیر حقیقی زندگی قرار دهد.

    این آرزوی بزرگ انسان، آن­گاه دست یافتنی است که پای در مسیر انسان­های بزرگ و راهنمایان راستین نهد و آن انسان­های سترگ و معلمان بزرگ بشریت را برای خود الگو و اسوه قرار دهد. و سیره و روش آنان را معیار زیست فردی و زندگی اجتماعی و روش رابطه با انسان­های دیگر قرار دهد.

    بررسی و ژرف­نگری در سیره و روش زندگی انسان­های راستین و پیشوایان واقعی، روشنگر تاریک­زارهای زندگی است و سرشار از بیم و نگرانی امروز جوامع بشری و انسان­های جستجوگر است. از این رو مربیان و اندیشمندان به این شیوه دست می­یازند و با یادآوری سرشت­ها و ویژگی­های رفتاری انسان­های نمونه، جامعه­ها و نسل­ها را به راهی روشن، رهنمون می­شوند. و می­نگریم که در کتاب آسمانی و منشور هدایت انسانی، برای تربیت و راهنمایی انسان، این روش به کار رفته­است؛ و با برشمردن ویژگی­های رفتاری و عملی انسان­های نمونه، تابلوهایی نمونه از انسان‌هایی تکامل یافته را در برابر دید انسان­ها قرار داده است.

    خداوند در قرآن کریم، پیامبر بزرگ، ابراهیم(علیه السلام) را بردبار و شکیبا در برابر مشکلات و دردآشنا و فرمانبر دستورات خویش می­خواند:

    «اِنَّ ابراهیمَ لَحَلیمٌ اَوّاهٌ مُنیبٌ.»(سورة هود / 75 )(بی­گمان ابراهیم، بردبارِ دردمندِ فرمانبردار بود.)

    فداکاری­های پیامبران و هدایتگری­های خستگی ناپذیر آنان بدون هیچ­گونه چشم­داشتی را چنین ترسیم می­کند:

    «و ما أسْأَلُکم علیه مِن أجرٍ، اِن اَجرِیَ اِلّا عَلَی رَبِّ الْعالَمین.»(سوره‌ی شعراء/ 109)(از شما برای این پیامبری و رسالت، پاداشی نمی­خواهم که پاداش من، جز از پروردگار جهانیان نخواهد بود.)

    انسان دوستی و سخت­کوشی- برای نجات انسان - پیامبر بزرگ اسلام نیز چنین تصویر شده­است:

    «طه * ما اَنزَلنا عَلَیْکَ الْقُرْآنَ لِتَشْقی.»(سورة طه/ 1و2)(ای پیامبر، ما قرآن را از آن جهت بر تو نازل نکردیم که به رنج افتی.)

    همگامی و همدردی با مردم و مردم‌باوری راستینِ پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم)، بدین سان روشن گشته است:

    «لَقَد جاءَکُمْ رَسُولٌ مِنْ اَنْفُسِکُم، عَزیزٌ عَلَیْهِ ما عَنِتُّمْ، حَریصٌ عَلَیْکُمْ، بِالْمُؤْمِنِینَ رَؤُوفٌ رَحیم»(سوره‌ی توبه/28)(هر آینه فرستاده­ای از خود شما نزد شما آمد که رنج کشیدنتان بر او سخت است و بر( گرویدن) شما (به اسلام) حریص است و به مؤمنان رئوف و مهربان است.)

    تا زمامداران خودسر و خودخواه، اندکی به مردم بیندیشند و آسایش آنان را نیز در نظر داشته باشند.

    نیز قرآن، پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) را الگو و نمونه­ای برای انسان­ها بویژه سرپرستان اجتماعی معرفی می­کند.

    «لَقَدْ کانَ لَکُمْ فی‏ رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ کانَ یَرْجُوا اللَّهَ وَ الْیَوْمَ الْآخِرَ وَ ذَکَرَ اللَّهَ کَثیرا»(سوره احزاب/21)(بی‌گمان، رسول خدا برای شما نمونه‌ی نیکویی است، برای هر کس که امید به خدا و روز پاداش دارد و بسیار خدا را یاد می­کند.)

    این­گونه است که یکی از منابع شناخت از نظر اسلام، سیره‌ی انبیاء و پیشوایان الهی و رهبران دینی است؛ از شخص  پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) گرفته تا امامان بزرگ(علیهم السلام) و همین اصل بازگویی سیره و راه و روش معصومان را موجب گشته است. افزون بر آموزش­ها و سخنان ایشان، شخصیت و رفتارشان، یعنی سیره و روش زندگی آنان، سرچشمه­ای جوشان برای‏ شناخت و الگویی برای رفتار فردی و اجتماعی جامعه اسلامی است.

    انسان برای رسیدن به کمال و زندگی انسانی و جامعه‌ی آرمانی، باید از وجود پیشوایان راستین بهره گیرد؛  هم در گفتار و سخن و هم در رفتار و عمل؛ و شیوه و روش زندگی خویش را به شیوه و روش زندگی آنان نزدیک سازد. امام علی بن موسی الرضا(علیه السلام) در رفتارهای فردی و اجتماعی، سرشت­های انسانی و خصلت­های الهی، مهرورزی و دیگر دوستی و... از بهترین الگوها برای انسان­ها و جامعه­های انسانی است. این امام بزرگ و پیشوای سترگ، هماره در طول تاریخ، الگوی انسان­ها بوده و اکنون نیز چنین است. سخنان امام رضا(علیه السلام) و سیره و روش زندگی ایشان، بهترین سرمشق و الگوی رفتاری است برای تمام بشریت در تمام روزگاران!

    این است گوشه­ای از راه و روش این پیشوای بزرگ انسان­ها؛ باشد که راه زیستن‌مان را روشن کند و روح انسانیت و اخلاق الهی را در ما بیدار سازد.

    میلاد

    یازدهم ذى القعدة  سال 148 هجری قمری، در شهر مدینه منورّه و در خاندان پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) و اهل بیت(علیهم السلام) و چندی پس از شهادت امام صادق(علیه السلام) نوری درخشید و فرزندی پای به گیتی نهاد. وی را آنگونه که در روایات نبوی آمده بود و خداوند چنین خواسته بود «علی» نامیدند. لقبش را «رضا» گذاشتند. به رسم اعراب کنیه ایشان «ابوالحسن» گشت. و دیگر القاب  ایشان «عالم آل محمد»، «امام رئوف»، «شمس الشموس» و «معین الضعفاء» است.

    پدر ایشان امام موسى کاظم(علیه السلام) امام هفتم شیعیان و مادرشان بانویى بزرگوار و خردمند به نام (تکتم) یا (نجمه) بود. ایشان در مدینه رشد یافت و با تعالیم الهی پدر به بالاترین مراتب کمال انسانی رسید  و آماده رسالتی بزرگ گشت. اخلاق نیکو، دانش فراگیر، ایمان و عبادت بسیار، دستگیری و جانبداری از بینوایان و ساده زیستی و... از ویژگى‌هایى بود که امام در سراسر زندگی داشت.

     

    امامت

    پس از شهادت امام موسی کاظم(علیه السلام) به دست هارون الرشید عباسی، در روز 25 رجب سال 183 هجری قمری، امامت و رهبری جامعه اسلامی و هدایت جامعه بشری را به عهده گرفت.

     

    سرشت­های انسانی

    امام رضا(علیه‌السلام) به عنوان الگوی کاملی برای انسان­ها - چه در دوران زندگی و حیات خویش و چه برای مردمان پس از خود - دارای ویژگی­ها و سرشت­هایی بودند که همگان را از دوست و دشمن به شگفتی وا می‌داشت؛ و انسان­ها را شیفته خود می­ساخت. بدان­گونه که همواره زبان به ستایش او می­گشودند و از بزرگی­ها و رفتارهای انسانی او سخن می­گفتند. امام در سخنان خویش نیز مردمان را به رفتارها و خصلت­های انسانی فرا می‌خواند، دوستی و مهربانی نسبت به یکدیگر را آموزش می­داد و به یاری یکدیگر شتافتن را توصیه می‌کرد و سخن ناشایست نگفتن را به همگان می‌آموخت.

    امام رضا (علیهالسلام) به نقل از پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم): رَأْسُ‏ الْعَقْلِ‏ بَعْدَ الْإِیمَانِ‏ بِاللَّهِ التَّوَدُّدُ إِلَى النَّاسِ وَ اصْطِنَاعُ الْخَیْرِ إِلَى کُلِّ بَرٍّ وَ فَاجِرٍ؛ اوج خردمندی پس از ایمان به خدا دوستی با مردم و نیکوکاری نسبت به هر( انسان ) نیکوکار و بدکاری است. (عیون اخبارالرضا،2/35)

    امام رضا (علیه‌السلام): مَنْ فَرَّجَ عَنْ مُؤْمِنٍ فَرَّحَ اللَّهُ قَلْبَهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ؛  هرکس مشکلی از مومنی را بر طرف نماید و او را خوشحال سازد، خداوند او را در روز قیامت خوشحال و راضی می­گرداند. (وسائل الشیعه،16/372)

    رفتار انسانی با همه‌ی مردم، آیین رضوی است. مردمان چه نیکوکار باشند و متعهد، و چه تبهکار باشند و بی‌تعهد، باید با همه، رفتاری انسانی داشت. و برای برطرف ساختن مشکل آنان کوشید و آحاد جامعه را چونان پیکری واحد دانست و بر اساس انسانیت خود با همگان رفتاری انسانی داشت. امام، خود نیز تجسم این سخنان بود و جامعه‌ی اسلامی را از انسانیت خویش سرشار می­ساخت و چون آموزگاری بزرگ در میان مردم زیست.

    هیچ گاه کلمه‌ای به زیان کسی نمی‌گفت.

    با سخن خویش، دیگران را نمی‌آزرد و رنجیده نمی‌ساخت.

    سخن کسی را پیش از پایان آن، قطع نمی‌کرد.

    همیشه چهره‌اى خندان داشت.

    هرگز با صداى بلند و با قهقهه نمى‌خندید.

    نیاز کسی را که می‌توانست برآورد، برآورده می‌ساخت.

     هیچ گاه نزد کسی که در حضور او نشسته بود، پایش را دراز نمی‌کرد.

    بر تکیه گاهی در برابر افراد تکیه نمی‌داد.

    به دوستان و کارکنانش، هرگز سخنی ناشایست نمی‌گفت.

    چنان بود که هر وقت به خلوت می‌رفت و سفره غذایش را می‌گستردند، همه کارکنان و خدمتگزاران را بر سفره می‌نشاند، حتی دربانان و مهتران را؛ و با آنان بر سر یک سفره می‌نشست و غذا می‌خورد.

    بسیار نیکی می‌کرد و بسیار صدقه می‌داد.

    از بینوایان دستگیری می‌کرد  و به نیازمندان  کمک می‌نمود. این کار را بیشتر در شب‌های تاریک و به دور از چشم دیگران انجام می‌داد.

    به عیادت بیماران مى‌رفت.

    در تشییع جنازه‌ها شرکت مى‌جست.

    از میهمانان خود، شخصا پذیرایى مى‌کرد.

    وقتى بر سر سفره‌اى مى‌رسید، اجازه نمى‌داد تا به احترام او از جاى برخیزند.

    به پاکیزگى بدن، موى سر و پوشاک خود بسیار توجه داشت.

    بسیار بردبار و صبور و شکیبا بود. 

    این خصلت­ها و اخلاق­های انسانی امام در تمامی زندگی ایشان دیده می­شود و با دوست و دشمن چنین بودند. و این سرشت­ها دشمنان ایشان را تحت تاثیر قرار می­داد و آنان را به فروتنی در برابر ایشان وادار می­کرد.

    مأمون در پاسخ به اعتراض عباسیان به ولایتعهدی امام می­گوید: درباره‌ی این که گفتید، مأمون در بیعت خود، با ابی‌الحسن‌الرضا (علیه‌السلام) به تشیّع گراییده است، به راستی مأمون به بیعت او اقدام نکرد؛ مگر این­که در امر او آگاه و بینا بود؛ و می­دانست در روی زمین کسی نیست که فضیلتش از او آشکارتر، پاکدامنی­اش از او نمایان­تر، و پرهیزکاری­اش از او زیادتر، و زهد و پارسایی او، در دنیا از او بیشتر باشد؛ و نیز از او وارسته­تر، و در میان خاص و عام، پسندیده­تر، و در اجرای اوامر و نواهی از او سخت­تر باشد. (بحارالانوار، 49/211)   

    این اعتراف دشمنی است که به شهادت امام بزرگ دست زد. مأمون آنگاه که امام را در کلام و عمل، سرآمد همگان دید و شاهد بود که هرآنچه امام بیان می­کند، بدان نیز عمل می‌کند و گفتار و رفتار او همسان است، دیگر نمی‌توانست چنین اعترافی نکند.

     

    امام مهربانی­ها

    امام رضا(علیه‌السلام) امام مهربانی­ها، دوستی­ها، دوست­داشتن­ها، گذشت­ها، مهرورزی­ها و محبت­هاست. و اینگونه است که ایشان را امام رئوف می­خوانند. امامی که در تمام زندگی خویش، محبت به هم­نوعان و دوستی با مردمان را چه دوست و چه دشمن - در رفتار و گفتار خویش به انسان­ها یادآور شد. ایشان سرشار از احساس­های لطیف و عمیق نسبت به تمامی انسان­ها بود؛ احساسی بزرگ­تر از احساس برادری و ژرف­تر از عاطفه و مهر بی­مانند مادری.

    امامی که اندیشه و خرد انسانی را با محبت و دیگر دوستی در هم­آمیخته و با هم گره زده است:

    امام رضا(علیه‌السلام): اَلتَّوَدُّدُ إِلَى اَلنَّاسِ نِصْفُ اَلْعَقْلِ؛ محبّت به انسان­ها و مردم دوستی، نیمی از عقل و خردمندی است. (تحف العقول،330)

    امام رضا(علیه‌السلام): أَفْضَلُهُمْ عِنْدَهُ وَ أَعَمُّهُمْ نَصِیحَةً لِلْمُسْلِمِینَ؛ برترین مسلمانان نزد پیامبر کسی بود که خیرخواهی فراگیری نسبت به همه‌ی مسلمانان داشت. (عیون اخبارالرضا،1/318)

    در سایه این مفاهیم سترگ و معارف والای الاهی و انسانی است که روابط والای انسانی و متعالی­ترین روابط اجتماعی شکل می­گیرد. و انسان از مرز خودخواهی گذشته و به کمال دیگرخواهی و نوع­ دوستی دست می­یابد؛ و خیرخواهی، نیک اندیشی و احسان به دیگران را فراتر از وظیفه ­دانسته و بر آن سبقت می­جوید. و اینگونه است که مسئولیت شناسی و تعهد باوری، مهرورزی و دیگر دوستی در جامعه، گسترش یافته و فراگیر می­­گردد.

    امام رضا(علیه‌السلام) به نقل از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم): رَأْسُ اَلْعَقْلِ بَعْدَ اَلْإِیمَانِ بِاللَّهِ اَلتَّوَدُّدُ إِلَى اَلنَّاسِ وَ اِصْطِنَاعُ اَلْخَیْرِ إِلَى کُلِّ بَرٍّ وَ فَاجِرٍ؛ اوج خردمندی پس از ایمان به خدا دوستی با مردم و نیکوکاری نسبت به هر ( انسان ) نیکوکار و بدکاری است. (عیون اخبارالرضا،2/35)

    اینگونه است که امام در صحنه­ای درخشان و ماندگار در تاریخ، محبت و مهرورزی و انسان دوستی و مهر بی­پایان خویش را به دشمن خویش هدیه می­کند.

    جلودی کسی بود که در دوران خلافت هارون، مأموریت یافت به مدینه برود و خانه­های آل ابی طالب را غارت کند و از زنانشان هر چه دارند بستاند، و تنها  یک پیراهن برایشان باقی بگذارد. جلودی به مدینه رفت، به قتل و غارت دست زد و با لشکرش به خانه‌ی امام رضا(علیه‌السلام) هجوم برد. امام چون او را دید، همه‌ی زنان را در اتاقی گرد آورد و خود با جلودی روبرو شد و گفت:

    این زنان هر چه دارند می­گیرم و برایت می­آورم، و سوگند می­خورم که هیچ چیز نزد آنان باقی نگذارم. با اصرار و سوگند امام، جلودی پذیرفت که این خواسته‌ی او را امام انجام دهد.

    امام به خانه رفت، و هر چه را زنان داشتند گرفت، و به جلودیی داد. و این داستان بدینجا پایان یافت.

    پس از گذشت سال­ها، روزی که امام رضا(علیه‌السلام) در مجلس مأمون بود، جلودی و دو تن دیگر را آوردند، که مورد خشم و غضب خلیفه قرار گرفته بودند. تا امام رضا(علیه‌السلام) چشمش به جلودی افتاد، و خاطره‌ی تلخ غارت خانه­های مدینه و خانه‌ی خود امام، تازه گشت، با گذشت و چشم­پوشی ویژه‌ی پیامبران و امامان، رو به مأمون کرد و گفت: این مرد را به من ببخش!

    جلودی هنگامی که دید امام رضا(علیه‌السلام) با مأمون گفتگو می­کند، پنداشت می­خواهد از او انتقام بگیرد، و به زیان او سخن چینی کند. به این جهت جلودی رو به مأمون کرد و گفت: تو را به خدا سوگند سخن این شخص ]یعنی امام رضا(علیه‌السلام)] را درباره‌ی من مپذیر. (سخنان امام رضا علیه‌السلام، دفتر چهارم، ص10 به نقل از عیون اخبار الرضا، ج2، ص241)

     

    میهمان­ نوازی

    یکی از سرشت­های انسانی و خصلت­های نیکوی بزرگان، میهمان­نوازی است. در آیین اسلامی کسی مومن است که میهمانش را گرامی بدارد. روش و شیوه‌ی برخورد و رسیدگی به میهمان نیز از جایگاه ویژه­ای برخوردار است. میهمان‌نوازی را از اخلاق و خصلت­های نیک شمرده ­است. میهمان برکت است و حضورش باعث افزایش نعمت می‌شود. هنگامی که میهمانی بر امام رضا (علیه‌السلام) وارد می­شد، امام با او برخوردی بسیار انسانی و عاطفی داشتند؛ و نه تنها از او پذیرایی می­کردند، بلکه نیازهای او را نیز برطرف می­ساختند؛ و چنان با محبت با او برخورد می­کردند و او را گرامی می­داشتند که میهمان به خود می­بالید و این را مایه‌ی افتخار برای خویش می­دانست.

     «احمد بن محمد بن ابى نصر بزنطى‏» که از بزرگان اصحاب امام رضا علیه السلام است، می­گوید:

    امام رضا (علیه‌السلام) برای من مرکبی فرستاد. من بر آن سوار شدم و به خدمت ایشان رفتم، و تا شب هنگام در خدمت امام(علیه‌السلام) بودم. آن­گاه که امام می­خواست برخیزد، به من فرمود:« نمی­بینم که بتوانی راهیِ مدینه شوی». گفتم: آری، فدایت شوم. فرمود: «پس امشب را نزد ما بمان و سپیده دمان راه را در پیش گیر و برو». گفتم: فدایت شوم، چنین می­کنم. پس به خدمتکار خود فرمود: «رختخواب مرا برای او بگستران، و رو انداز مرا بر رویش بیافکن و بالش مرا زیر سرش بگذار... .(عیون اخبارالرضا، 2/212).

    برخورد امام با میهمان این­گونه است که حتی رختخواب خویش را برای او می­گستراند. و یا در برخوردی بسیار زیبا با میهمانی دیگر، به دستوری بزرگ اشاره می­کنند، که همیشه شایسته است راحتی و آسایش میهمان را در نظر گرفت و از او انتظار کار و خدمتی نداشت:

    میهمانی بر حضرت رضا(علیه‌السلام) وارد شد و تا پاسی از شب، نزد آن حضرت نشست و سخن گفت، در این میان چراغ رو به خاموشی گذاشت. مرد میهمان دست دراز کرد تا آن را روبه­راه کند، امام (علیه‌السلام) او را از این کار بازداشت و خود به درست کردن چراغ پرداخت، و سپس فرمود: «إنَّا قَومٌ لَا نَستَخدِمُ أضْیَافَنا: ما گروهی هستیم که هرگز میهمان را به کار وا نمی­داریم ». ( بحارالانوار، 49/102).

    امام در سخنی به نقل از پیامبر گرامی یکی از حقوق میهمان را چنین بر می­شمارند:

    « مِن حَق الضّیفِ اَن تَمشِیَ مَعَهُ فَتخرِجَهُ مِن حَریمکَ اِلی البابِ: از جمله حقوق میهمان بر تو آن است که (هنگام رفتنش) او را تا دم در همراهی کنی» (عیون اخبارالرضا، 2/70).

     

     

    برگرفته از کتاب زیستن زیر سایه خورشید ، نوشته امیر مهدی حکیمی ، چاپ اول (1394) ، انتشارات بنیاد بین المللی فرهنگی هنری امام رضا (علیه السلام) ، مشهد مقدس.

     

میانگین امتیاز کاربران: 0.0  (0 رای)

برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم اینجا کلیک کنید.

کلیه حقوق این وب‌سایت متعلق به بنیاد بین المللی فرهنگی هنری امام رضا (ع) می‌باشد.