English Arabic
به شمس توس خوش آمدید. / ثبت نام کنید / ورود
    
 

مقالات

  • تدبیر مزاج وحالات جسم
  • شمس الشموس   ۱۳۹۴/۱۱/۰۳
  • ... اما بعد، نامه امیر به من رسید، نامه ای که در آن از من خواسته بود تا ضرورتهای مورد نیاز در خصوص تجربیات و شنیده های مورد تأیید [اینجانب] در زمینه مواد غذایی و نوشیدنیها و بکار گیری داروها و شیوه های درمانی فصد (خون گیری از رگ)، حجامت، حمام، استعمال نوره (داروی نظافت و موبر)، امور جنسی و... در عرصه استحکام و سامان بخشی و تنظیم بدن انسان را توضیح و تبیین نموده، به آگاهی او رسانم. [من در پاسخ به درخواست امیر] برای وی مسائل مورد نیاز او را تحلیل و تفسیر کرده و روند سامان بخشی و اندازه گیری مسائل تغذیه و نوشیدنیها، استفاده از دارو، فصد، حجامت، مسائل جنسی و سایر اموری که وی در تنظیم و سامان دهی بدن نیاز داشت تشریح کردم و توفیق از سوی خداست.

    بدانکه خداوند عزوجل بنده ای را به بیماری مبتلا نمی کند مگر اینکه یک شیوه درمانی (دوا) برایش نهاده و برای هر گروه از بیماریها، یک طرح و شیوه درمانی خاص قرار داده است (بکار بردن کلمه تدبیر از اهمیت ویژه ای برخوردار است که چه شیوه درمانی ابتدا و کدام راهکار در مرحله بعدی صورت گیرد)، زیرا سامان دهی بدن انسان بسان سامانه مدیریت کشور است.

    پادشاه این کشور در قلب است. عروق، اعصاب و مغز کارگزاران او هستند. قلب خانه این پادشاه و جسم حیطه و قلمرو استیلای اوست. دست، پا، لبها، زبان و گوش یاران او هستند، خزانه این پادشاه معده و شکم و پرده دار این پادشاه سینه اوست.

    دستها دو یاور این پادشاه هستند که به فرمان او نزدیک می آورند و به فرمان او دور می کنند [و مطیع امر او هستند] و پاهایش هر کجا بخواهد او را می برند.

    چشمها پادشاه را به آنچه از نظرش پنهان است راهنمایی می کنند زیرا پادشاه در پس پرده ای قرار دارد و از حوادث بیرون بی خبر است و آگاهی از برون پرده با کمک و مساعدت این دو چراغ است.

    گوشها به منزله دژ و نگاهبان او می باشند که جز با اجازه و موافقت پادشاه چیزی را بر او عرضه نمی کنند زیرا نمی توانند صدایی را به پادشاه برسانند، مگر به دستوری که از او صادر شود و هنگامیکه دستور صادر گردید منتظر می ماند که چه می شنود آنگاه پاسخ مناسب را می دهد.

    زبان به وسایل مختلف (ریح الفواد، بخار معده و لبها) این دستورات را بیان می کند ولی لبها به خودی خود نیرویی ندارند، مگر به وسیله زبان و هیچکدام از دیگری بی نیاز نیستند و کلام (صدا) نیکو نمی گردد مگر آنکه به داخل بینی باز گردد زیرا بینی کلام را زینت می بخشد، همانند دمیدن صدا در شیپور، دو منفذ که دو سوراخ بینی اند بوهای نیک را بر پادشاه عرضه می کنند و اگر بویی نامطبوع باشد که به پادشاه آزار رساند به دو دست دستور می رسد که بین پادشاه و بود حجابی قرار دهند.

    برای پادشاهی با اینهمه امکانات پاداشی است و کیفری (تنبیهاتی)، که تنبیهات و کیفرش شدیدتر از پادشاهان ظاهری و قدرتمند در دنیا و پاداش او برتر از پاداش آنهاست، اما کیفر و تنبیه پادشاه بروز حزن و اندوه و پاداش او ایجاد شادی و فرح است، اصل و ریشه حزن و اندوه در طحال است و منشاء شادیها، در چربی شکم و کلیه هاست {(1) تجمع سوداء عامل بروز حزن و اندوه است و محل تجمع سودا در طحال است، هنگامیکه سودا در طحال متراکم و سرشار گردید در بدن پراکنده و زمینه ساز بروز حزن و اندوه و افسردگی است که نمود آن در چهره می باشد، کلیه ها نیز جایگاه دفع سموم از بدن و چربیها عامل جذب سموم است که با کاهش و تقلیل سموم، زمینه فرح و شادمانی فراهم می شود}

    این عروق بیشمار در بدن انسان [بصورت یک شبکه منسجم] ارسال فرمان از پادشاه به اندامها و بازگشت آنها ازطریق اعصاب و عروق [و عوامل موجود در عروق مانند هورمونها] را بعهده دارند. گواه بر این انتقال آنست که با مصرف دارو، عواملی عروقی آنرا به موضع بیماری می رسانند {(2) دارو از طریق رگها به موضع درد و محل التهاب و بیماری می رسد و احساس درد و بیماری را فرو می نشاند}

    بدانکه بدن انسان همچون زمین پاک و حاصلخیزی است که اگر به عمران و آبادانی اش اقدام کنی و آنرا آبیاری کنی، بگونه ای که نه افراط ورزی تا در آب غرق شود و نه تفریط کنی تا از کم آبی عطشناک بماند و خشک شود، همواره سرسبز و شاداب خواهد ماند و محصولش فراوان و مطلوب خواهد بود و اگر از آن غفلت ورزی رو به فساد و ویرانی خواهد رفت جز علف هرز در آن روئیده نخواهد شد، بدن آدمی به منزله همین زمین است که با تدبیر در خوراکیها و نوشیدنیها اصلاح شده و سالم می ماند. بنابراین در آنچه موافق معده و مزاج توست و بدنت از آن نیرو می گیرد بیاندیش، آنرا غذای خود قرار بده و بر آن مداومت ورز  و بدانکه هر کدام از این طبایع تمایل به موادی دارد که سنخیت و سازگاری با آن طبع دارد، بنابراین آنچه را که سازگار با طبع تو می باشد برگزین [خوراکی را انتخاب کن که با طبیعت تو همسانی دارد] کسیکه بیش از حد نیاز بخورد، سودی به بدن نرسانده اما کسیکه متعادل غذا تناول کند بدنش را تغذیه کرده و به آن سود رسانده است، نوشیدن آب هم به همین صورت است ! بنابراین راه تندرستی این است که هر غذایی را به مقدار کافی و در زمان (فصل) آن تناول کنی و هنگامی دست از غذا بردار که هنوز میل به خوردن داری [و قبل از اینکه سیر شوی (و هنوز اشتها باقی است) دست از طعام بکشی] که این شیوه موجب صحت و سلامت بیشتری در بدنت و هوش فزونتری برای عقلت و سبکباری برای وجودت می گردد .{(3) زیرا این اعتدال و امساک برای معده سودمندتر است و هرگز آنرا از نشاط و فعالیت خسته نخواهد ساخت}

    پس غذاهای با طبع سرد را در فصل تابستان (هنگام بروز گرما) و غذاهای با طبع گرم را در فصل زمستان (هنگام بروز سرما) و غذاهای با طبع معتدل را در فصل بهار و پائیز به میزان تحمل و اشتهایت تناول کن در ابتدای تناول غذا از مواد غذایی سهل الهضم و سبک که مورد نیاز بدنت می باشد (مانند سوپ شوربا و آش) بر حسب عادات غذایی خود و شرایط اقلیمی و محلی که در آن زندگی می کنی و بر اساس تلاش و نیاز بدن و جدول زمانی خاص به شرح ذیل استفاده کن:

    روزانه یک مرتبه (یک وعده غذایی) وقتی که 8 ساعت از روز گذشته باشد یا سه وعده غذا در مدت دو روز، یک مرتبه اول روز (صبحانه)، یکبار پایان روز (شام) و یک مرتبه روز بعد هنگامی که 8 ساعت از صبح گذشته باشد (ناهار) و در آن روز نیازی به مصرف شام پیدا نخواهی کرد . {(4) این جدول غذایی همان آموزه ای است که پیامبر اعظم (ص) به امیر المؤمنین علی (ع) فرمود که یک روز یک وعده و روز دیگر دو وعده تناول شود.}

    زمانهای تعیین شده برای خوردن غذا باید رعایت گردد و غذا در همان وقت تعیین شده بدون اینکه جلو و عقب بیفتد میل شود، در خوردن غذا در صورتیکه هنوز میل و اشتها داری دست از غذا بکش و نوشیدنی که در پی غذایت می نوشی باید عقیق (جا افتاده) و حلال و طیب و طاهر و بی غش باشد؛ به کیفیتی که در ادامه خواهد آمد، تهیه آنرا برای تو تشریح خواهم کرد.

    اکنون به تشریح سامانه و تحولات فصول سال و تغییرات جوی ماههای رومی که در هر فصل جداگانه رخ می دهد می پردازیم و نیز خوراکیها و مواد غذایی و نوشیدنیهایی که متناسب هر فصل و هر ماه مصرف می گردد و غذاها و اموری که باید از آن پرهیز کرد و راهکارهای حفظ سلامت و بهداشت را از آموزه ها و بیانات دانشوران و فرهیختگان قدیم یادآور می شویم و سپس به فرموده پیشوای راستین دین، به بیان فرمول تهیه شراب حلال (نوشیدنی طیب و طاهر) که در پی غذا نوشیده می شود می پردازیم.

    اما فصل بهار روح زمانهاست، اول آن ماه آذار است و تعداد روزهای آن 30 روز است، در آن شب و روز پاکیزه (طیب) می شود، زمین نرم می گردد، سلطان بلغم از بین می رود و خون به هیجان در می آید، در این ماه باید غذاهای لطیف، گوشت و تخم مرغ نیم برشت (عسلی) مصرف شود و شرابی که وصفش خواهد آمد، پس از تعدیل آن با آب نوشیده شود، همچنین در این ماه باید از خوردن پیاز و سیر و ترشیها پرهیز شود ولی نوشیدن مسهل و انجام فصد و حجامت در این ماه پسندیده است، ماه نیسان 30 روز است در این ماه روزها بلند می شود، مزاج فصل بهار در آن نیرومند می گردد، خون به هیجان درآمده و بادهای شرقی در آن وزیدن می گیرد، خوردن غذاهای کباب شده، غذاهایی که با سرکه به عمل می آید و گوشت شکار توصیه می شود، معالجه (اصلاح) به واسطه جماع و روغن مالی در حمام مناسب است، در این ماه آب ناشتا خورده نشود و ریاحین و بوهای خوش استشمام شود، ماه اَیار 31 روز است بادها در آن پاک و صاف می شود و آخرین ماه بهار است، از خوردن غذاهای شور، گوشتهای سنگین، مانند سر حیوانات و گوشت گاو و لبنیات نهی شده است و حمام رفتن در اول روز سودمند است و تقلای زیاد قبل از غذا سودمند نیست.

    حزیران 30 روز است، غلبه بلغم و دم از بین می رود و زمان غلبه صفرای تلخ می رسد، در این ماه از کار شدید، خوردن گوشتهای چرب و زیاده روی در مصرف آن و نیز بوئیدن مشک و عنبر نهی شده است، خوردن سبزیجات سرد مانند کاسنی، خرفه، خیار چبنر، خیار گل به سر، شیر خشت، میوه های آبدار، لبنیات و استعمال ترشیجات سودمند است، از گوشتها نیز گوشت بز یکساله، بره شش ماهه تا یکساله و پرندگانی مانند مرغ، طیهو، دراج و ماهی تازه سودمند است.

    تموز 31 روز است گرمی هوا در این ماه شدید می شود و آب کم می شود (پائین می آید)، نوشیدن آب سرد ناشتا خوب است در این ماه غذاهای سرد و تر خورده شود، مزاج شرابی که شرح آن خواهد آمد (با آب)، غذاهای لطیف و زود هضم چنانچه در ماه حزیران ذکر شد خورده شود، از گلها و شکوفه های خنک، مرطوب و خوشبو استفاده شود.

    ماه آب 31 روز است، بادهای سموم در این ماه شدت می یابد، هنگام شب زکام به هیجان می آید، باد شمال وزیدن می گیرد، مزاج با سردی و تری اصلاح می شود، نوشیدن ماست تازه سودمند است. از جماع، خوردن مسهل و کار زیاد و خسته کننده پرهیز شود، بوئیدن گلها و گیاهان خوشبوی خنک سودمند است.

    ایلول 30 روز است، در این ماه هوا پاکیزه می گردد و سلطان تلخی سودا نیرو می گیرد، نوشیدن مسهل مفید است، خوردن شیرینی جات، گوشتهای معتدل، مانند گوشت گوسفند یکساله و بزغاله نر سودمند است، از خوردن گوشت گاو، زیاده روی در خوردن غذاهای کبابی و افراط در رفتن به حمام باید پرهیز نمود، استفاده از بوهای خوش معتدل در این ماه توصیه شده است، خوردن خربزه (یا هندوانه) و خیار چبنر در این ماه جایز نیست.

    تشرین اول 31 روز است و در آن بادهای مختلف می وزد، در این ماه از فصد و نوشیدن دارو اجتناب شود، مجامعت در آن پسندیده است، خوردن گوشتهای چرب، انار میخوش و میوه پس از غذا سودمند است، خوردن گوشت با انواع چاشنیها مانند فلفل و زیره توصیه می شود، در این ماه آب کمتر نوشیده شود و بر فعالیت بدنی افزوده شود.

    تشرین آخر 30 روز است، بارانهای موسمی قطع می شود، نوشیدن آب در شب نهی شده است، مجامعت و رفتن به حمام کمتر شود، هر روز صبح ناشتا یک جرعه آب گرم نوشیده شود، خوردن سبزیجاتی همانند کرفس و نعناع و تره تیزک نهی شده است.

    کانون اول 31 روز است، در این ماه بادها و سرما شدت می گیرد، آنچه در تشرین آخر ذکر شد در این ماه نیز مفید است، از خوردن غذاهای سرد و انجام حجامت و فصد اجتناب شود و غذاهای گرم بالقوه و بالفعل مصرف شود.

    کانون آخر 31 روز است، در این ماه غلبه بلغم تقویت می شود، شایسته است آب گرم بصورت ناشتا و جرعه جرعه نوشیده شود، جماع در آن پسندیده است، سبزیهای گرم مانند کرفس، تره تیزک و تره برای احشاء مفید است، در این ماه حمام رفتن در ابتدای روز و روغن مالی با روغن خیری (شب بو و سوسن) و مشابه آن سودمند است، از خوردن شیرینی جات، ماهی تازه و لبنیات اجتناب شود.

    شباط 28 روز است، بادها (هوا) در آن مختلف می شود، بارانها زیاد می بارد، گیاهان سر از خاک بر می آورند، آب در شاخه های درختان جریان می یابد، خوردن سیر، گوشت پرندگان شکار و میوه های خشک سودمند است اما شیرینی کمتر مصرف شود، جماع، تحرک و فعالیت در این ماه پسندیده است.

    وصف شرابی که حلال است و نوشیدن آن پس از غذا سودمند است و در ابتدای شرح فصول سال ذکر شد از قرار ذیل است، 10 رطل (حدود 450 گرم) مویز تمیز شده (دانه گرفته شده) و شسته شده در ظرفی از آب زلال خیسانده شود، بگونه ای که 4 انگشت آب روی آن بایستد، در زمستان 3 شبانه روز و در تابستان 1 شبانه روز به همین حال بماند، سپس در دیگ تمیزی ریخته شود، بهتر است آب آن از آب آسمان باشد یا از آب شیرینی که سرچشمه آن رو به مشرق باشد که آبی است براق و سفید و سبک، اینچنین آبی به سرعت تحت تأثیر حرارت و برودت قرار می گیرد و این تأثیر پذیری سریع دلالت بر سبکی و بی آلایش بودن آب می کند، سپس مویزها را در آب می پزند تا باد کند آنگاه آن را می فشرند و آب آنرا صاف می کنند تا سرد شود، پس از سرد شدن مجدداً آنرا در دیگ می ریزند و بوسیله چوبی اندازه آنرا تعیین می کنند، آنگاه آنرا روی آتش ملایمی می جوشانند تا دو سوم آن تبخیر شود و یک سوم آن باقی بماند، سپس یک رطل عسل صاف شده به آن می افزایند، اندازه آب (یک سوم باقی مانده) قبل از ریختن عسل تعیین می شود، آنگاه این دو را می جوشانند تا به میزان عسل اضافه شده تبخیر شود و به حد اولش بازگردد. سپس یک درهم زنجبیل، یک درهم زعفران و نصف درهم از قرنفر (میخک)، دارچین، سنبل الطیب، کاسنی و مصطکی، هریک جداگانه کوبیده و الک می شود بعد همه را میان پارچه ای ریز بافت می ریزند و سر آن را با نخی محکم می ببندند، این پارچه را با مواد داخل آن در ظرف می اندازند و به ملایمت مالش می دهند تا مواد داخل آن وارد شراب شود، این شراب پس از سرد شدن مدت سه ماه در سردخانه می ماند تا مزاج اجزاء آن در هم بیامیزد، آنگاه مصرف می شود. مقدار مصرف آن یک اوقیه (حدوداً 45 گرم، معادل 2 تا 3 قاشق غذا خوری) به همراه دو برابر آب خالص می باشد.

    ای امیر پس از صرف غذا بگونه ای که وصف آن گذشت، سه قدح از این شراب بخور پس اگر به این دستور عمل نمایی در آن شب و روز به خواست خداوند بلند مرتبه از دردهای سرد و مزمن مانند: نقرس، بادها، دردهای عصبی و دماغی، بیماریهای معده، کبد، طحال و احشاء در امان خواهی بود، اگر پس از نوشیدن این شراب تشنه شدی نصف مقداری که از شراب نوشیده ای آب بنوش که برای بدن، کثرت جماع و حافظه نیکوتر است. همانا صلاح و قوام بدن به طعام و شراب است و فساد آن نیز به همین دو است، پس اگر این دو را اصلاح نمودی بدن اصلاح می شود و اگر این دو را فاسد نمودی، بدن نیز فاسد می شود.

    و بدانکه نیروی انسانها تابع مزاج بدن است و مزاج خود تابع هوا می باشد و با تغییر هوا در مکانهای مختلف تغییر می یابد، هنگامی که هوا سرد و یا گرم می شود، مزاج بدنها نیز تغییر می کند و نمود این تغییر در صورت (حالات ظاهری) آشکار است پس اگر هوا معتدل باشد مزاج بدن نیز معتدل می گردد و تأثیر مزاجها در اعمال طبیعی بدن، همانند هضم، جماع، خواب، حرکت و سایر اعمال نیکو (صالح) می گردد. خداوند متعال بدنها را بر پایه چهار طبع بنا نموده است: خون، بلغم، صفراء، سوداء، دو تای آنها گرم و دو تای دیگر سرد هستند، بین دو تای آنها نیز تفاوتی وجود دارد، یکی گرم و خشک و دیگری گرم و تر، یکی سرد و خشک و دیگری سرد و تر، سپس آنها (اخلاط اربعه) را بر چهار بخش اصلی بدن، یعنی سر، سینه، پهلو ها و قسمت تحتانی شکم توزیع نمود. {(5) پزشکان و حکیمان قدیم، معتقد بودند که وقتی شخص غذا میخورد آن غذا پس از گوارش در معده به کبد می رود و به چهار بخش تقسیم می شود: جزء اول که مایعی زرد رنگ و از سه جزء دیگر سبکتر است و در روده می ایستد موسوم به صفراست که بالا قرار می گیرد، جزء دوم کمی سنگینتر است و پائینتر از صفرا قرار می گیرد و آن خون است، جزء سوم مایع سفید لزجی است که آنرا بلغم می نامند، جزء چهارم که از همه اجزاء سنگینتر است و مانند گل و لای می ماند سوداء نام دارد، در قسمت زیرین ته نشین می شود، هریک از این اجزاء را خلط و جمع آنرا اخلاط گویند، طبیعت صفرا گرم و خشک، طبیعت خون گرم و تر، طبیعت سوداء سرد و خشک و طبیعت بلغم سرد و تر است، هر کدام از این اخلاط غلبه کند آثارش در بخشی از اندامهای بدن مشهود می گردد.}

    بدانکه سر، گوشها، چشمها، مجاری بینی، بینی و دهان، در غلبه خون (دم)، سینه از بلغم و باد، پهلوها از صفراء و قسمت تحتانی شکم از سودا می باشد.{(6) تأثیرات طبایع و اخلاط را بر چهار جزء بدن می توان تقسیم کرد: بر سر، سینه، دنده های پهلو و بخش زیرین شکم؛ خون را بر سر و صورت و گوشها، چشمها و دو سوراخ بینی و سینوسها و دهان مسلط کرد و بلغم را بر سینه با نیروی باد استیلا بخشید و صفرا را بر دنده های پهلو غلبه داد و سودا را بر شکم و احشاء و امعاء سیطره داد.}

     بدانکه معیار اثر و سلطه خواب در مغز است و آن مایه زندگی و قوت بدن است،{(7) خواب بر مغز سیطره می یابد و بدن را قوام و دوام می بخشد، سموم ناشی از مواد ستونی و دفعی، انواع اسیدهای سمی و فرساینده مانند اسید لاکتیک، اسید اوریک، آمونیاک ناشی از تجزیه اوره و پورینها که موجب خستگی، خواب آلودگی و فرسایش سلولی است در اثر پدیده معجزه آسای خواب و استراحت کاهش یافته یا متابولیزه شده و بگونه ای به سیستم دفعی بدن منتقل می گردد و سپس در بیداری به صورت تعریق، خروج مواد دفعی از طریق کلیه ها و بخش پایانی کلون و راست روده به خارج دفع می شود.}

     و هرگاه خواستی بخوابی ابتدا به پهلوی راست دراز بکش سپس به پهلوی چپ بازگرد، همچنین هنگام برخاستن از پهلوی راست برخیز، همچنانکه در ابتدای خواب از آن آغاز کردی {(8) هنگامیکه به پهلوی راست میخوابی، مواد غذایی به قسمت تحتانی معده منتقل می شود و چون به پهلوی چپ برگردی، کبد روی معده قرار می گیرد و همین امر موجب انتقال انرژی و حرارت کبدی و سهولت سوخت و ساز (متابولیسم) و انجام عمل گوارش می گردد.}

    خود را عادت بده که بخشی از شب را بنشینی [تقریباً به اندازه یک سوم میزان خواب خود] یعنی از شب دو ساعت [پس از صرف شام] را بیدار باشید {(9)  با معده پر به بستر نروید، مقداری پیاده روی موجب تسهیل فرآیند گوارش و حرکت مواد غذایی در معده و آرامش در استراحت شبانه می شود}

    برای قضای حاجت و تخلیه به دستشویی برو به قدری که نیاز به اجابت مزاج داری در آن درنگ کن و زیاد در بیت الخلاء (دستشویی) درنگ مکن، چه توقف طولانی در آنجا موجب [داء الدفین یا داء الفیل] می گردد{ (10) دو مقوله متفاوت نخوابیدن با معده پر برای پرهیز از اختلال در هضم و جذب است و تخلیه مدفوع برای پرهیز از عوارض جذب مواد سمی است، حضرت می فرماید خود را عادت بده در شب برخیزی و برای قضای حاجت (دفع مدفوع) به بیت الخلاء رفته، اجابت مزاج داشته باشید و تذکر می دهد که توقف طولانی موجب بیماریها و اختلالات در ناحیه مقعد و حجیم شدن ساق پا و زانو و انتهای ران می گرد، داء الدفین یعنی مرضی که در شکم پنهان می ماند و نیز گفته اند مراد امراضی است که در مقعد مانند بواسیر پیدا می شود و داء الفیل (فیل پا) عارضه حجیم و بزرگ شدن قدم، ساق پا و زانو و بیخ ران است و گاهی نیز در جای دیگر بدن پدیدار گردد و سبب آن فراخ شدن رگهاست و رنگ پا متمایل به سیاهی می شود و چون پای انسان شبیه پای فیل گردد آنرا فیل پا گویند] }

    بدانکه بهترین موادی که می توانی با آن دندان را مسواک کنی (مواد گیرنده و زداینده ای که مقداری آب در ساختار آن می باشد) همان لیف یا چوب اراک است که در آن مواد تقویت کننده لثه و زداینده جرم دندان است، چرا که مسواک کردن دندانها را جلا می دهد، دهان را خوشبو می کند، لثه را محکم می سازد و در عین حال برای جلوگیری از پوسیدگی دندانها سودمند است به شرطی که در مسواک کردن اعتدال و میانه روی پیشه کنی زیرا زیاده روی و افراط در مسواک عاج دندانها را نازک کرده و از آنها می کاهد و ریشه آنها را ناپدیدار و سست می سازد، بنابراین کسیکه میخواهد دندانهایش سالم بماند شاخ گوزن را گرفته و بسوزاند و از گزمازج (میوه درخت گز) و سعد کوفی و گل سرخ و سنبل الطیب از هر کدام به مقدار مساوی گرفته با یک چهارم نمک اندرانی (نمک بلورین، نمک ترکی و نیز می توان از نمک دریایی استفاده نمود)، همه را نرم کوبیده و بساید و پودر به دست آمده را بعنوان پودر دندان شوی مصرف کند، این پودر [مفید و طبیعی] دندانها را حفظ می کند و ریشه آنها را از آسیب و آفات نگه می دارد.  {(11) برخی گیاهان دارویی، مانند اقلام یادشده بر اثر خاصیت رادیو اکتیو و عمل بیولوژیک بر روی دندانها موجب جذب ویتامینها و املاح معدنی و ضد عفونی کردن دهان و دندان می شود. }

    کسیکه میخواهد دندانهایش سفید و براق شود مقداری نمک اندرانی (نمک ترکی یا نمک دریا) و به همان مقدار از کف دریا هر دو را نرم سائیده و به دندانها بمالد. {(12) هر دو ماده مذکور دارای کربنات کلسیم و سایر املاح معدنی قابل جذب و ضد عفونی کننده برای دندانها می باشند و به سهولت زردی و جرم دندان را که ناشی از خوردن مواد چربی، قندی و پروتئینی است ضد عفونی نموده و می زداید.}

     بدانکه خداوند متعال حالات (دوران عمر) آدمی را بر چهار قسم بنا نهاده است و این حالات را بگونه ای قرار داده که رفتار انسان بر پایه آن سامان دهی شده است، حالت اول و دوره نخست تا پانزده سالگی است که جوانی و کودکی، حسن و زیبایی، هیبت و جلوه گری، نشاط و طراوت او در این دوره از عمر رخ می نماید، در این مدت خلط خون بر مزاج او بر سایه اخلاط سیطره دارد، {(13) دوران کودکی دوران بازی، دوران نوجوانی دوران سرگرمی، دوران جوانی دوران عشق به زیبایی و زینت و خودآرایی است که در مدت 15 سال تحقق می یابد، از هنگام تولد تا آخرین لحظه بلوغ و رشد طبیعی، خون دائماً رو به افزایش و عروق در گسترش است و بهمین علت بدن به سرعت حجیم می شود و تحلیل بدن نسبت به تبدیل آن بسیار کمتر است.}

    حالت دوم و دومین دوره به مدت 20 سال که از 15 سالگی تا 35 سالگی است، در این بخش از زندگی غلبه با صفراست که به اوج شدت و قدرت می رسد و صفرا با سیطره شگرفی بدن را اداره می کند و شرایطی پایدارتر [مانند حس جاه طلبی و تفاخر و مباهات در انسان بیدار می شود و اندیشه او را به خود مشغول می دارد و] تا 35 سالگی به پایان می رسد، سپس وارد حالت یا دوران سوم عمر خود می شود و این مرحله از 35 سالگی آغاز شده تا 60 تداوم می یابد، حاکمیت این دوره با محوریت و غلبه مزاج سودایی است، این دوره روزگار حکمت و پند و اندرز و معرفت و عبرت و خویشتن داری است [لازمه این سن و سال] انتظام و سامان دهی امور زندگی و صحت نظر و ژرف اندیشی و دور اندیشی در عواقب امور است [در این دوره] مدارا و متانت [ و رأی صادق و متین، ثبوت و استحکام دل و اعتماد به نفس حاکم بوده] حوادث و تحولات شخص را دگرگون نمی سازد [این مرحله دوره آرامش و متانت اندیشه و حکمت و درایت است و آدمی در این دوره انسانی حکمت اندوز و عارفی سالک و عاقل و مآل اندیش است] سپس وارد حالت و دوره چهارم می شود، در این دوران اداره امور بدن انسان با بلغم است و این مرحله حالتی است که دیگر تا آخر عمر تغییر نمی یابد و به چیزی تغییر نمی یابد مگر پیری و ناتوانی {(14) انسان گام به عرصه پیری و فرتوتی گذارده و طراوات و نشاط را از کف داده و چیزها و کسانی را که با آن مربوط بوده نمی شناسد، تا آنجه که در محفل دوستان به خواب می رود (چرت می زند) اما هنگامیکه به بستر می رود خوابش نمی برد (هنگام بیداری خوابش می برد و هنگام خواب بیدار می ماند)، در این شرایط مغز آدمی گذشته های دور را به آسانی به یاد می آورد اما حوادث روزانه را فراموش می کند، مدام با خود سخن می گوید (حدیث نفس)، مایعات جسم (طراوت و شادابی) و هیبت او کم می شود (تنی فرسوده، استخوانی خشکیده، چهره ای پژمرده و چشمانی فرو مرده می یابد)، قدرت رویش ناخن و موی او کاسته می گردد (موهای سر بی دریغ از دندانه های شانه فرو می ریزند و ناخنها دیگر رشد نمی گیرند) و انسان همواره در سراشیبی سستی و پژمردگی است و بدنش در آخرین روزهای زندگی به صورت نخستین دوران حیات خود باز می گردد، این دوران شایسته ترین عنوانی که دارد، دوران معکوس زندگی است تا هر روزی که انسان زنده بماند حال او به همین منوال خواهد بود.  }

    سلطان بلغم با چیرگی تمام [همراه با برودت و رطوبت، ضعف و زبونی خود انسان را برق آسا به سوی فنا و انهدام خواهد برد] و بلغم سرد است و جامد [و جمود و رطوبت آن اساس فنای جسم اوست] {(15) در این مرحله از حیات آدمی خواب و خیالش زیاد و رطوبتهای دهان و بینی فزونی می گیرد وادرار غیر منظم و مسلسل شده به یبوست مزاج مبتلا می شود رنگ چهره پریده  سفید می گردد و استخوانها پوک و اعصاب حساس و ناتوان شده، حواس پنجگانه کند و ضعیف، خیال و توهمات نیرومند می گردد و در خواب و خیال پدیده ها را به رنگ سفید و خاکستری می بیند، در این روزگار فرآیند و سوخت و ساز تحلیل غذا و تبدیل مواد به کندی صورت می گیرد، زیرا سلولهای فرسوده و مرده به علت کاهش انرژی حیاتی و حرات نمی سوزند و جای خود را به سلولهای زنده و جوان نمی دهند، در نتیجه مواد رسوبی بدن زیاد شده، پوست به خشکی می گراید و عضلات مایعات خود را از دست داده، جمع می شوند و حالت ارتجاعی خود را از دست می دهند. }

     

میانگین امتیاز کاربران: 0.0  (0 رای)

برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم اینجا کلیک کنید.

کلیه حقوق این وب‌سایت متعلق به بنیاد بین المللی فرهنگی هنری امام رضا (ع) می‌باشد.