برخي از آنان كه خود را مدعي مقاماتي ميدانستند و به خصوص كساني كه صوفيمنش بودند در برابر اين وضع و شرايط امام به او اعتراض ميكردند سفويان ثوري از اين گونه افراد بود. روزي در ديدار با امام، خطاب به او گفت: چه خوب بود لباس سادهتري ميپوشيدي! امام فرمود دستت را به من بده. دست او را گرفت و داخل پيراهن خود كرد امام در روي لباس جامة خز براي مردم است و در زير آن لباس پشمين. به سفيان فرمود اين خز براي مردم و اين پشمينه براي خدا. ايامي كه در مدينه و در شرايط عادي و متوسط زندگي ميكرد خود را با وضع متعارف جامعه و حتي كمتر از آن عادت ميداد و آن روز كه وارد ايران شد در كنار كاخ مأمون او را منزل دادند وضع غذاي خود را برتر نساخت در غذا مراقبت داشت كه اسراف نشود و يا بيهوده چيزي به هدر نرود.
|
|
|
|