متن حديثسورة الليل (92)
الحميرى عن البزنطى، قال: سمعت الرضا عليه السلام يقول: فى تفسير (و الليل إذا يغشي) قال: إنّ رجلاً من الأنصار كان لرجل فى حائطه نخلة و كان يضرّ به، فشكي ذلك إلي رسول الله صلّي الله عليه و آله، فدعاه فقال: أعطنى نخلتك بنخلة فى الجنّة فأبي، فبلغ ذلك رجلاً من الأنصار يكنّي أبا الدحداح فجاء إلي صاحب النخلة، فقال: بِعنى نخلتك بحائطى فباعه، فجاء إلي رسول الله صلّي الله عليه و آله، فقال: يا رسول الله قد اشتريت نخلة فلان، بحائطى.
قال: فقال له رسول الله صلّي الله عليه و آله: فلك بدلها نخلة فى الجنة، فأنزل الله تبارك و تعالي علي نبيّه صلّي الله عليه و آله (و ما خلق الذّكر و الاُنثي*إنّ سعيكم لشتّي*فأمّا من أعطي) يعنى النخلة (و اتّقي*و صدّق بالحسني) بوعد رسول الله صلّي الله عليه و آله (فسنيسّره لليسري*و أمّا من بخل و استغني*و كذّب بالحسني*فسنيسّره للعِسري*و ما يغنى عنه ماله إذا تردّي*إنّ علينا للهدي) فقلت له: قول الله (إنّ علينا للهدي) قال: إنّ الله يهدى من يشاء و يضلّ من يشاء، فقلت له: أصلحك الله إنّ قوماً من أصحابنا يزعمون أنّ المعرفة مكتسبة، و إنّهم إذا نظروا من وجه النظر أدركوا، فأنكر ذلك، و قال: ما لهؤلاء القوم لايكتسبون الخير لأنفسهم؟ ليس أحد من النّاس إلّا و هو يحبّ أن يكون خيراً ممّن هو خير منه، هؤلاء بنو هاشم، موضعهم موضعهم، و قرابتهم قرابتهم، و هم أحقّ بهذا الأمر منكم، أفترون أنّهم لاينظرون لأنفسهم، و قدعرفتم و لم يعرفوا؟ قال أبوجعفر عليه السلام: لواستطاع الناس لأحبّونا.
* * *سوره ليل (92)
حميري از بزنطي روايت كرده است كه گفت: شنيدم حضرت رضا(ع) در تفسير (قسم به شب هنگامي كه فرو پوشاند) ميفرمايد: مردي در بستان يكي از انصار درخت خرمايي داشت و (بر اثر رفت و آمد به آن جا) براي آن مرد انصاري ايجاد مزاحمت ميكرد. انصاري از اين موضوع به رسول خدا(ص) شكايت كرد. پيامبر آن مرد را خواند و فرمود: درخت خرمايت را در ازاي درخت خرمايي در بهشت به من بفروش، اما آن مرد نپذيرفت. اين خبر به گوش مردي از انصار به نام ابودحداح رسيد، نزد صاحب نخل آمد و گفت: درخت خرمايت را به بستان من بفروش، آن مرد فروخت. ابودحداح خدمت رسول خدا(ص) آمد و عرض كرد: يا رسول اللّه! نخل فلاني را در مقابل بستانم خريدم. رسول خدا(ص) فرمود: حالا به جاي آن بستانت نخلي در بهشت از آن توست. در اين هنگام خداوند تبارك و تعالي اين آيات را بر پيامبرش نازل فرمود ((و سوگند به آن كه نر و ماده را آفريده كه حاصل كوششهاي شما متفاوت است. اما كسي كه بخشيد) يعني درخت خرما را (و پرهيزگاري كرد. و آن بهترين را تصديق نمود) يعني وعده رسول خدا(ص) را (پس براي بهشت آمادهاش ميكنيم. امّا آن كس كه بخل و بينيازي ورزيد. و آن بهترين را تكذيب كرد. او را براي دوزخ آماده ميسازيم. و چون هلاكش در رسد دارايياش به حالش سودي نبخشد. و آنچه بر ماست راهنمايي است).
(بزنطي گويد:) به ايشان عرض كردم: خداوند ميفرمايد (آنچه برماست راهنمايي است) حضرت فرمود: (يعني) خداوند هر كه را بخواهد راهنمايي ميكند و هر كه را بخواهد گمراه ميسازد. عرض كردم: خداوند شما را به سلامت دارد. گروهي از دوستان ما معتقدند كه معرفت اكتسابي است، و اگر نيك بينديشند به اين معرفت دست مييابند. حضرت آن را ردّ كرد و فرمود: پس چرا اين عده براي خود خوبي كسب نميكنند. هيچ كس نيست مگر آن كه دوست دارد از آنچه هست بهتر باشد. مثلاً همين بني هاشم، با آن جايگاه و خويشي كه دارند و از شما به اين امر (ولايت ما) سزاوارترند، آيا خيال ميكنيد كه به فكر خودشان نيستند، در حالي كه شما معرفت پيدا كرديد و آنها نكردند؟ ابوجعفر(ع) فرموده است: اگر مردم ميتوانستند (و شناخت به استطاعت بود) بي گمان همه آنها را دوست ميداشتند1.
منبع حديث1- قرب الاسناد 355- 356، و آيات در سوره ليل / 1- 12.
|
|
|
|