صفحه اصلی ارسال ایمیل            English      Français       Türkçe      اردو        عربي        فارسی     

 


ره آوردي از ميهماني الله

درسال يازدهم بعثت پيغمبراكرم(ص) باشش نفرازقبيله خزرج درمكه ملاقات نمودند وپس ازابلاغ امرپروردگاروتشريح ديدگاههاي دين مبين اسلام آنان اسلام آوردند ودربرگشتن به يثرب پيام آوردين خدا گشتند ، درسال دوازدهم بعثت دوازده نفركه پنج نفرازآنها به جز(جابرابن عبدالله انصاري)ازهمان شش نفر سال قبل كه به پيامبر(ص) ايمان آورده بودند به خدمت ايشان رسيدند و پيمان بستند كه به خدا شرك نورزند، زنا ودزدي نكنند، مرتكب كارهاي زشت نشوند، فرزندان خود را نكشند، ديگران را متهم نكنند و دراعمال نيك نافرماني و كوتاهي نداشته باشند، آنگاه پيامبر(ص) به آنان فرمودند: اگربه اين پيمان وفادارباشيد بهشت پاداش شماست واگربه آن عمل نكنيد كارتان با خداست يا شما را كيفرمي دهد و يا مي بخشد، بعدازآن پيمان، پيامبر(ص) مصعب بن عمير را كه يكي ازنوادگان حضرت هاشم بود به يثرب اعزام نمودند وفرمان دادند كه اسلام را به اهل يثرب عرضه نمايد وقرآن را به آنان بياموزد، اين نماينده پيامبر تحت حمايت يكي ازدوازده نفربه نام“اسعد بن زراره“ وارد يثرب شد و نمازرا به صورت جماعت با آنان اقامه نمود، بدين گونه اسلام درميان مردم يثرب گشترش يافت وروزبه روزمردم به آئين يكتا پرستي علاقمند ترشدند وهيچ خانه اي خالي اززن يا مرد مسلمان نبود.
وجود مصعب بن عميردريثرب وحمايت بي دريغ گروهي ازخزرجيان و اوسيان به عنوان دو قبيله مهم و قدرتمند دلهاي اهل يثرب را مشتاق به اسلام و پيغمبر(ص) ساخت.
درموسم حج سال سيزدهم بعثت كارواني با بيش ازپانصد نفرازيثرب به مكه عزيمت نمود، هفتاد وپنج نفرازآنان كه دوزن درميانشان بودند درمكه با رسول خدا(ص) ديداركردند وقرارگذاشتند كه درشب سيزدهم ذيحجه موقعي كه قريشيان ومشركان را خواب ربوده باشد درگردنه اي نزديك مِني همگي به حضورپيامبر(ص) برسند و باآن حضرت پيمان بندند.
در شب موعود پيامبر(ص) باعموي خودعباس به همان مكان رفتند وپس از حضوريثربيان پيماني بدين شرح منعقد گرديد: ما مصمم هستيم كه ازروي وفا و راستي جان خود را درراه رسول خدا(ص) فدا كنيم، درآن موقع پيامبر(ص) آياتي ازقران كريم را خواندند وايشان را به راه خدا دعوت كردند و فرمودند: اگر به همان گونه كه از زنان و فرزندانتان دفاع مي كنيدازمن نيزدفاع كنيد، بيعت شما را مي پذيرم، يكي ازبيعت كنندگان به نام ” براء بن مَعرور” برخاست و گفت : به خدائي كه تورا به حق برانگيخته است ما از توهمانند جان خود دفاع مي كنيم، به خدا سوگند ما فرزندان جنگيم وآماده كارزار، اين افتخاررا ازنياكان خود به ارث برده ايم، دراين موقع يكي ازيثربيان به نام ” ابولهثيم” برخاست و گفت : اي رسول خدا، ميان ما و يهوديان درمدينه رابطه و دوستي برقرار است ماازاين به بعد بايدآن رشته ارتباط را بگسليم، بيم آن داريم كه ما اين كاررا بكنيم و تو به هدف خود برسي آنگاه به مكه باز گردي و دست از ما برداري، پيامبر(ص) تبسم كرد وفرمود، پيمان شما پيمان من است، من ازشما هستم و شما ازمن، شما با هركس جنگ كنيد من نيزمي جنـگم وبـا هـركس درصلـح و صفـا زندگي كنيـد من نيزصلـح مي كنم، دراين وقت پيمان كنندگان با يك صدا گفتند، ما پيمان رسول خدا را مي پذيريم وآماده ايم كه دراين راه ازامـوال و عزيزان خود بگذريم، سپس بيعت كنندگان برخـاستند ويكي يكي بـا پيامبر اكرم(ص) دست بيعت دادند وپيمان خود را تحكيم بخشيدند، آنگاه پيامبر(ص) فرمودند، آنان دوازده نفرازبين خود به عنوان سرپرست ونقيب انتخاب كنند تا مراقب آنچه كه درميان قومشان مي گذرد باشند، يثربيان پس ازمراسم بيعت به پيشنهاد رسول خدا(ص) به خوابگاههاي خود بازگشتند.
بيشترياران پيامبر(ص) درمدت سه ماه ازمكه به يثرب مهاجرت كردند، يثرب ازآن پس درمقابل دشمنان پيامبرواسلام به پايگاهي مستحكم ومطمئن براي اسلام ومسلمانان تبديل شد وكم كم آماده پذيرائي ازآخرين پيام آورتوحيد گرديد.
ازروزي كه مردم يثرب خبرزودهنگام هجرت پيامبرخدا(ص) ازمكه به آن شهررا شنيدند دقيقه شماري مي كردند وچشم به راه موكب مبارك آن مرد الهي بودند، محله قباء كه دورترين نقطه يثرب ونزديكترين منطقه به دروازه مكه بود، ساكنينش هرروزبه اميد ديدن رسول الله(ص) به بيرون دروازه مي رفتند وپس ازساعتها انتظاربرمي گشتند تا اينكه درروزدوازدهم ربيع الاول سال سيزدهم بعثت با ورود پيغمبراكرم(ص) به قباء خداوند متعال به انتظارآنان پايان بخشيد.
پس ازگذشت سيزده سال ازآغازدعوت به سوي پروردگارمتعال دراثردسيسه جاهلان عرب سران چهل قبيله نقشه نابودي پيغمبر(ص) را طراحي نمودند و براي انجام چنين عملي ناجوانمردانه با يكديگر متحد و هم پيمان گشتند ، رسول خدا (ص) به امر پروردگار در شب ، ليله المبيت ، بر هجرت از مكه به سوي يثرب مصمم گشتند ، و مولا امير المومنين (ع) براي گمراه ساختن دشمن با عملي كه تاريخ در هيچ عصر و زماني تكرار آنرا بياد ندارد آن شب را در بستر پيغمبر (ص) به صبح پيوند زدند.
ســران عرب پس از آگـاهي از حركتي كه بزودي بساط ظلم و ستم آنـان را در هم مي پيچيد در جستجوي آن حضرت مرداني سياه دل را بهر سو روان داشتند. پيغمبر (ص) در مسير حركت به ابابكر برخورد نمودند و به اتفاق به غار ثور پناه بردند و عنكبوتي به امر پروردگار بر دهانه غار تاري تنيد و كبوتري در مدخل غار تخمي نهاد تا همانطوري كه راه حقيقت بر كوردلان مسدود بود راه غار نيز مسدود بماند.
آنان به راهنمائي رد يابي تا ابتداي غار پيش رفتند ليكن ترس مانع از ورود آنان به غار گرديد ودر اينجا بود كه به امر پروردگار شالوده ستون اسلام پي ريزي شد و تاريخ هجرت قوام يافت.
پيغمبر (ص) سه شبانه روز در غار ثور توقف نمودند و حضرت علي (ع) در اين مدت به انجام تداركات سفر همت گماشتند و در روز چهارم سفر پيغمبر (ص) به راهنمائي مردي به نام عبدالله و از بيراهه آغاز شد و در مدت دوازده شبانه روزي كه سفر به طول انجاميد بارها همراهان آن بزرگوار شاهد و ناظر بروز معجزاتي از آن بنده مخلص پروردگار قادر و متعال بودند.
به نقـل ازمنـابع تـاريخي قــدوم مبـارك آن فرستـاده حق خـاك آبـاديهـاي حـديبيه،ام معبد،جحفه، غدير خم، مدلجه لقف، مدلجه، عصوين، اجيرد، سقيا، ثنيه ركوبه، وادي ريم و وادي عقيق را عطر آگين ساخته و پيش از ورود به يثرب به مدت سه شبانه روز در قباء به انتظار رسيدن امير مومنان علي (ع) در منزل سعدبن خيثمه از قبيله بني عمروبن عوف رحل اقامت انداخته و در اين مدت بناي اولين مسجد جهان اسلام را بر پا داشتند كه در طول بيش از 1420 سال همواره مورد توجه مسلمانان بوده و اكنون شكوه وجلالي خاص يافته است ، امام باقر (ع) در بيان فضيلت مسجد قباء به روايت از پيغمبر (ص) فرموده اند كه دو ركعت نماز در مسجدالنبي و مسجد قباء ثوابي برابر عمره را خواهد داشت ، حضرت علي (ع) به همراه فاطمه بنت اسد مادر آن بزرگوار و حضرت فاطمه زهرا (س) وفاطمه دختر زبير در روز پنج شنبه نيمه ربيع الاول به قباء وارد شدند و حركت مجدداً آغاز شد و روز جمعه شانزدهم ربيع الاول در بيابان وسيعي به قبيله بني سالم بن عوف رسيدند و جبرئيل امين امر پروردگار را ابلاغ داشت و مقرر شد اولين نماز جمعه در آن محل بر پا گردد و در دو خطبه نماز پيغمبر (ص) برنامه هاي آينده خويش را به اطلاع نماز گزاران رسانيدند و سالها بعد در آن مكان مسجدي بنا شد و نام جمعه زينت بخش آن گرديد.
ساكنان شهر يثرب در انتظار ورود موكب مبارك پيامبر (ص) بي صبرانه بسر مي بردند و هركس در فكر و انديشه پذيرائي از آن بزرگوار بود و در اين ميان مادر ابوايوب انصاري بر ديگران پيشي گرفت و با اقدامي ميهمان نوازانه بر توفيق خود افزود و پيغمبر (ص) پس از ورود به شهر يثرب كه از آن پس آنرا مدينه النبي نام نهادند در خانه ابوايوب انصاري سكونت گزيدند ، بعدها به پاس اين خدمت نام ابو ايوب انصاري زينت بخش خيابان جنوبي بقيع گرديد.
به نقل تاريخ پيغمبر (ص) قطعه زميني را كه شتر آن حضرت در آن زانو زده و متعلق به دو كودك يتيم به نامهاي سهل و سهيل از قبيله بني نجار بود به ده دينار از سرپرست آنها خريداري و به كمك مهاجرين و انصار و با استفاده از سنگ وگل بناي مسجدالنبي را بنيان نهادند ، در سال هفتم هجري و پس از فتح خيبر بر بناي اوليه از سه طرف افزوده گشت و در زمان خلفاي دوم وسوم به سالهاي 17 تا 26 هجري ـ قمري و همچنين در سال 91 به عهد وليد بن عبدالملك وبه سالهاي 161 تا 164 به عهد محمدالمهدي عباسي و به سال 888 هجري ـ قمري به توسط سلطان اشرف قايتباي عثماني بر مساحت مسجدد افزوده گشت و در دولت سعودي يكبار به سال 1372 هجري ـ قمري و بار دوم به عهد ملـك فهـد به سال 1414 توسعه اي عظيم در پهنه مسجدالنبي ايجاد گشت و محدوده مدينه النبي عهد پيغمبر (ص) نيز با ديوار و نرده تثبيت گرديد.
درهــاي متعـددي ارتبــاط فضـاي دروني و بيروني مسجد را ممكن مي سازد كه قديمي ترين آنها باب النساء و باب جبرئيل است كه در جهت بقيع قرار دارند و در توسعه هاي بعدي باب بقيع نيز بر آنها افزوده گشته و باب السلام در جهت مقابل باب بقيع و باب الرحمه در مقابل باب النساء قرار دارد و اين پنج در نزديكترين وروديهاي مسجد النبي نسبت به حرم پيغمبر (ص) مي باشند.
با ورود از باب جبرئيل خود را در ميان دو برآمدگي مي يابيم كه طرف راست را صفـه مي نامند و پذيراي مهاجرين بي خانه و كاشانه بوده است و مشاهده آن يادآور رنجهائي است كه از فقر و فلاكت آنان وجود نازنين پيغمبر (ص) را فرا مي گرفت و در طرف چپ بخش شمالي خانه حضرت فاطمه(س) مي باشد كه قبله آن محراب تهجد پيغمبر (ص) را در خود جاي داده و آن بزرگوار راز ونياز با خالق متعال را در آن مكان بر پا مي داشتند.
خانه حضرت زهرا (س) بين خانه پيغمبر (ص) و سكوي تهجد قرار دارد و در قبله آن محرابي است اختصاص به بانوي بزرگوار جهان اسلام دارد ، ورودي حجره از شرق است ، در اين خانه است كه امام حسن مجتبي (ع) متولد شدند تا به جهانيان درس صبرو شكيبائي و حلم وبخشش بياموزند و امام حسين (ع) پا به جهان خاكي گذاشتند تا پرچم حق طلبي را در عالم به اهتزاز در آورند و زينب كبري و ام كلثوم (س) نشو ونمو يافتند تا قيام كربلا را پس از شهادت برادر تا سقوط دولت ظلم و جور رهبري نمايند و در اين خانه است كه سالها مولاي متقيان سكوت اختيار نمودند تا حق را بر باطل و عدل را بر ستم و ظلم پيروز گردانند و فضاي شرقي همين حجره است كه پهلوي شكسته زهراي اطهر را ديده و آن همه ستمي كه بر دخت پيامبر (ص) روا داشتند شاهد بوده است اميد آن داريم تا به آنزمان كه منجي عالم بشريت به امر پروردگار براي اصلاح جهان به خونخواهي بر خيزند آن مكان بر ستم ستمكاران گواهي دهد ، شايد گوشه اي از همين خانه با شد كه د‏‏ُر گرانبها و گوهر ناياب جهان خاكي و تاج زرين زنان نيكو سرشت از هبوط آدم ابوالبشر تا انقراض جهان را در خود پنهان داشته است.
در قبله خانه حضرت زهرا (س) و در محلي كه اكنون مرقد مطهر آن نبي بزرگوار قرار دارد در زمان حيات ايشان محل زندگي رسول خدا (ص) بوده است و خانه عايشه يكي از زنان پيغمبر (ص) كه دختر ابوبكر مي باشد در غرب خانه آن حضرت و در جنوب اقامتگاه حضرت زهرا (س) قرار داشته و ساير زنان آن بزگوار نيز هر كدام در بخشي از اين مكان مي زيسته اند.
قبر خلفاي اول ودوم به ترتيب در شمال شرقي قبر مطهر پيغمبر (ص) و در زير قبه خضراء قرار دارد.
در غرب خانه پيغمبر(ص) و در حد فاصل خانه و منبر آن حضرت ستونهائي وجود دارد كه هر كدام از آنها نامي مناسب با حادثه يا خدمتي كه در آن انجام پذيرفته،يافته اند در كنار ستون محرس حضرت علي (ع) به نگهباني از پيغمبر (ص) كمر همت مي بسته و برستون تو به ابولبا به مدت مديدي گردن خويش بسته تا خداوند متعال او را مشمول عفو و بخشش قرار دهد و در كنار ستون سرير لشكريان اسلام با پيغمبر(ص) خداحافظي و در بازگشت ملاقات مي نمودند.قبل از اينكه براي پيغمبر (ص) منبري بسازند آن بزرگوار بر ستوني تكيه مي نمودند و براي مهاجرين و انصار احكام الهي را بيان مي داشتند.به سال پنجم هجري توسط جواني از انصار منبري سه پله ساخته شد آن ستون از مفارقت حضرت رسول به ناله در آمد پيغمبر (ص) ستون را بغل گرفتند تا آرامش يافت از آن پس ستون را ” حنانه“ نام نهادند ، به سال 998 هجري ـ قمري توسط سلطان مراد عثماني منبري با شكوه ساخته و در جاي منبر اول قرار گرفت كه هنوز هم در آن مكان قرار دارد.
محراب پيغمبر (ص) در كنار ستون حنانه قرار داشت با توسعه مسجدالنبي در سالهاي بعد به عهد سلطان سليمان عثماني محرابي در غرب منبر بنا گرديد و در توسعه مسجد از سمت قبله محراب به محل كنوني و در قبله محراب نبي اكرم (ص) منتقل شد كه امام جماعت در آنجا اقامه نماز مي نمايد.
جايگاه بلال حبشي در شمال منبر و با فاصله چند متري از آن قرار دارد.امام صادق(ع) فرمودند : نزد منبر بايست و حمد و ثناي الهي به جا آور و حاجت بطلب چونكه پيغمبر(ص) فرمودند: ما بين منبر و خانه ام روضه اي از روضات بهشت است. طول اين مكان 22 متر و عرضش 15 متر است و فضيلت اقامه نماز در آن از افصل فضائل است.
در توسعه مسجدالنبي در ضلع شمال دو حياط وجود دارد كه هر كدام با 6 چتر پوشانده مي شود براي تشيع مايه مباهات است كه نام مبارك ائمه معصومين (ع) بر روي پايه هاي آن دو حياط حجاري و حكاكي شده و گوياي آن است كه در احداث بنا معماران و مجريان عاشق خاندان ولايت نقشي اساسي داشته اند. بعهد ملك فهد مسجدالنبي از شرق ، شمال و غرب به طرز با شكوهي توسعه و گسترش يافته است،بيست وهفت گنبد متحرك در سقف علاوه بر تامين روشنائي فضاي مسجدالنبي موجب افزايش زير بناي مفيد در پشت بام مي گردد. تعداد منارههاي مسجدالنبي تا توسعه اول سعودي چهار عدد بوده كه در توسعه دوم شش مناره بر آن افزوده گشته است. برودت مسجدالنبي از طريق كانالهائي كه در كف ايجاد شده تامين و در يچه ها در مجاور ستونها در كف قرار دارد عبدالله بن عبدالمطلب پدر بزرگوار رسول خدا (ص) در چند متري گوشه جنوب غربي و در بيرون مسجدالنبي مدفون است كه در طرح توسعه صحن آرامگاه آن بزرگوار تخريب شده و از آن اثري بر جاي نمانده است.
در ضلع جنوبي صحن مسجدالنبي و در مقابل گنبد خضرا ميهمانخانه با شكوه امام حسن مجتبي (ع) قرار داشته است كه آن نيز در توسعه صحن تخريب گشته و كاخ دادگستري كه در مجاورت ميهمانخانه واقع بود در همان امتداد و به بيرون از محدوده مدينه النبي انتقال يافته است.
صحن ميان حرم نبي اكرم (ص) و حرم ائمه بقيع (ع) را بين الحرمين مي نامند و مراسم دعا و نوحه سرائي زائران و عاشقان نبوت و ولايت در صبح ها بعد از نماز و حد فاصل نماز مغرب و عشاء در آن مكان مقدس برگزار مي شود . در گذشته اين منطقه به محله بني هاشم شهرت داشت و تولد و وفات جمع كثيري از وابستگان ائمه اطهار (ع) و سادات در آنجـا به وقوع پيوسته و اكنون نيز به عنوان يكي از پُر رونقتـرين مكـانهـاي صحن محسـوب مي شود و نگه داشتن حرمت آن به زائران توصيه مي گردد.
پس از زيارت بين الحرمين به بقيع مي رويم ، هواي آنجا عطرآگين است ، خاك آنجا بوي معصوميت مي دهد چون با چهار معصوم هم نشين گشته است ، بقيع گوهرهاي ناياب را در درون خود پنهان دارد.
براي شناختن بقيع در تونل تاريخ كمي به عقب بر ميگرديم و حركت را از زماني آغاز مي نمائيم كه آن را بقيع الغرقد مي ناميدند وآن محل وسيعي بود كه درختان غرقد در آن كاشته بودند، در سال دوم هجرت از مهاجرين عثمان بن مظعون رحلت نمود به دستور پيغمبر(ص)او را در بقيع به خاك سپردند ودرسال هشتم هجرت ابراهيم فرزند پيغمبر(ص) رحلت نمود و به فرمان نبي اكرم او را در جوار عثمان بن مظعون به خاك سپردند و از آن زمان به بعد مردم مدينه براي دفن در گذشتگانشان اقدام به قطع درختان بقيع نمودند و به مرور زمان دو گورستان ” بني سلمه “ و ” بني حرام“ متروكه شد، فاطمه بنت اسد مادري كه در صدف وجود خود مرواريد بي نظيري چون مولا اميرالمومنين را پرورانيده و خداوند متعال از او در خانه خود پذيرائي نموده پس از رحلت به سال چهارم يا ششم هجرت در بقيع مدفون گشته است، عباس عموي پيامبر(ص) كه در سال سي هجرت وفات يافت در بقيع مدفون است. عقيل و عبدالله بن جعفر و زينب و ام كلثوم و رقيه دختران پيغمبر(ص) و همچنين نُه تن از همسران پيغمبر (ص) و عمه هاي آن بزرگوار و حليمه سعديه مادر رضائي ايشان و ام البنين مادر حضرت ابوالفضل العباس(ع) و شهداء حرٌه و تعداد زيادي از شهداء اُحد همگي در بقيع مدفون مي باشند.
حرم ائمه بقيع كه در كتب تاريخ به عنوان ” مشهد“ و ”حرم“ اهل بيت معروف گشته در قسمت غربي و منتهي اليه بقيع واقع شده كه در اين حرم مطهر قبر چهار امام معصوم قرار گرفته است.
پيكر مطهر ائمه(ع) از ابتدا در خانه اي كه متعلق به عقيل بود قرار داشت كه به مرور زمان به مسجد مبدل شد و در قرون متمادي داراي ظريفترين و گرانبهاترين ضريح و صندوق و زيباترين رو پوش ها و داراي فرش و قنديل و خادم شد و بالاخره در هشتم شوال سال 1344 هجري ـ قمري به توسط وهابيان تخريب و منهدم گرديد،حرم بقيع هشت ضلعي و فاقد صحن بود و دو در داشت.
امام حسن مجتبي (ع) به سال 50 هجري ـ قمري پس از شهادت در آن مكان به خاك سپرده شدند وامام سجاد(ع) به سال 95 هجري ـ قمري و امام محمد باقر (ع)به سال 114 هجري ـ قمري و امام جعفر صادق(ع) به سال 148 هجري ـ قمري هريك در كنار ديگري و با فاصله مختصري از هم به خاك سپرده شدند.
به دستور معاويه ابن ابي سفيان محل دفن عثمان بن عفان را كه در شرقي ترين قسمت بقيع بود به قبرستان يقيع اضافه نمودند، بقيع از طرف شمال و شرق در دو نوبت توسعه وگسترش يافته است.
از بقيع هر چه بگوئيم و بنويسيم كم است، قلم توانائي آن را ندارد كه بقيع را توصيف نمايد، يكي از مكانهائي كه احتمال پنهان ساختن ناياب ترين گوهر جهان هستي را در خود دارد، بقيع مي باشد.
پس اي زائر محترم در بقيع به آن گونه داخل شو كه درشأن اوست. پا را برهنه كن كه هر جاي آن احتمال وجود زهراي اطهر را خواهد داشت و اگر قادر نيستي شكوه و جلال آن قطعه از بهشت را به تمام وجودت حس نمائي پا بر آن مگذار ، ذره ذره خاك آن آ‎غشته به عطر نبوت و ولايت است، مشام را با آن معطر گردان، خاك آن مي بايستي توتياي چشم گردد نه گرد نشسته بر پاي پوش.

گروه پژوهشي جاده ولايت
علي اصغر سالاري
منابع: منتهي الآمال- شيخ عباس قمي
پژوهش ميداني نويسنده

 
 
 
     

 Copyright © 2004 "Shamstoos.ir"
دبيرخانه دائمي جشنواره فرهنگي هنري امام رضا (ع) - مشهد
info@shamstoos.ir